بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

(شرحی بر روند یارگیری مجمع وب لاگ نویسان مسلمان و خودی-غیرخودی)

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران 103)
و همگى به ریسمان خدا ( قرآن و اسلام و هر گونه وسیله ارتباط دیگر) چنگ زنید، و پراكنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید كه چگونه دشمن یكدیگر بودید، و او میان دلهاى شما، الفت ایجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شدید! و شما بر لب حفره‏اى از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را براى شما آشكار مى‏سازد، شاید هدایت شوید. (آل عمران 103)
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (آل عمران 105)
و مانند كسانى نباشید كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آن هم) پس از آنكه نشانه‏هاى روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمى دارند. (آل عمران 105)


بحث حاضر بین بچه ها مرامنامه است، چون به قولی به دلیل اینکه ما باید خودمان را یک جوری مشخص و جدا کنیم و معلوم باشد این کسی که باهاش طرفی یه مجمع وبلاگ نویسان مسلمانی است یا نه، یا اینکه وقتی می گویی فلانی مجمعی است، بدانی از چه موجودی صحبت می کنی ... این موضوع هم موضوع جدیدی نیست از سال 1382یا 81 که قرار بوده مجمعی تشکیل بشه این بحث ها بوده است، در ادامه ی این پست که باید برای دیدن همه اش لینک زیر متن را بزنید، مرامنامه ای که برای انجمن سابق مذکور ابوذر نوشته بوده و نقدی که آسید صالح نوری برش نوشته، تا به قول خودش از یک فاجعه بشری جلوگیری کند، در اون زمان بعضی چیزها مثل اعتقاده به بعضی چیزهای دیگر بدیهی انگاشته شده است، چون آن زمان به دلیل قلت رفقای مسلمان، از آدم ها برای عضویت دعوت می شد و نه عضو گیری، ولی ماشاالله در عصر حاضر انقدر کثرت وبلاگ نویسان مسلمان زیاد است، که نمونه ی کوچکش را با سیر لیست وبلاگ های پارسی بلاگ متوجه می شوید، به نظر می رسد آن مرامنامه کافی نباشد، و مثلا با وارد شدن عده ای خاص عده ای دیگر مخصوصا کسانی مثل این جانب که مسئولیت بیشتری دارند در آتش جهنم آن بعضی ها شریک شوند. در عین حال ذکر آن بعضی چیز های آن موقع بدیهی یا بطور کلی مشخص کردن دقیق مرز و جدا کردن خودی و غیر خودی در حالی که در بین مسلمین که هیچ در بین حزب الله آنقدر تکثر آرا وجود دارد، که به طرز ضایعی راندمان و بازدهی کار می آید پایین.
این ها از آنجا ناشی می شود که اولا در حالی داری یک مرز بندی و مرامنامه می نویسیم که دقیق در هنگام مرز بندی حواسمان نیست برای چه این جماعت را دور هم جمع می کنیم.
از نظر بنده عمده ی کار مجمع نه درست کردن لیست و دور هم جمع کردن است، یا حتی نه هماهنگی مطالب. بلکه دو موضوع مهم وجود دارد، اولا محل بحث و مناظره و گفتگو که در آن برای عضویت در تالار گفتمان هیچ محدودیت و مرزبندی وجود ندارد که در غیر این صورت هم عقیده ها چه بحثی با همدیگر دارند؟!!. دوما می خواهیم با این آدم ها، یعنی وب لاگ نویسان به معنای افرادی که، فکر می کنند، فکرشان را مکتوب می کنند و به این واسطه مجبور به مطالعه نیز می شوند!، قرار است یک سری کار پژوهشی به معنای کاری که علاوه بر تحقیق به مقدار کثیری شعور و عقل برای نتیجه گیری و تحلیل انجام دارد انجام دهیم!، پس با توجه به این ها روند مرامنامه ی مکتوب و معلوم با خط قرمز های شدیدا مشخص در مواردی که در همین جمع درباره ی آن ها تکثر آرا دارند، و در ضمن در خارج از این جمع کسانی هستند که در بعضی موضوع های خاص مورد بحث یا پژوهش موافقت و همسویی دارند، زیر سوال می رود. در ضمن من فکر می کنم می توان فرایند و الگوریتمی را تعریف کرد که در عین این که مشخصا چیزی را اعلام نمی کنیم و فیلتری مشخص نمی گذاریم ولی در عین حال از ورود افراد فطیرا شوت نیز جلوگیری شود؛ برای قربت ذهن شما، یه نمونه ی ساده و خام می گویم، مثلا فکر کنیم که ما از بروبچه های توده ها و جمع هایی که از گذشته فعالند مثل لوح، زیتون، موازی، محبان المهدی، رهپویان، حزب الله، استشهادیون، ضد صهیونیست ها، علامه حلی ها، امام صادقی ها و... و در عین حال جمع هایی که در حال بدون اعلام بلکه با دعوت تشکیل می دهیم، دعوت می کنیم که دور هم جمع شوند و کار انجام دهند به صورت ناملموس این یارگیری توسط توده ها که هر کدام در موضوعی خاص فعالیت می کنند و می توانند آدم های هم عقیده یا هم کار را در آن موضوع خاص دور هم جمع کنند. و بعد ها هم در استمرار و طول این روند افراد جذب این توده ها و در کل وارد جمعیت و جامعه ی وب لاگ نویسان مسلمان می شوند.
[در ادامه ی متن با فشار دادن لینک ذیل متن مرامنامه ای که این جانب برای شورای مدیریت مجمع و مرامنامه ی انجمن اسبق و نقد سید صالح بر آن را ببینید.]
والسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

(شرحی بر روند یارگیری مجمع وب لاگ نویسان مسلمان و خودی-غیرخودی)

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران 103)
و همگى به ریسمان خدا ( قرآن و اسلام و هر گونه وسیله ارتباط دیگر) چنگ زنید، و پراكنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید كه چگونه دشمن یكدیگر بودید، و او میان دلهاى شما، الفت ایجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شدید! و شما بر لب حفره‏اى از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را براى شما آشكار مى‏سازد، شاید هدایت شوید. (آل عمران 103)
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (آل عمران 105)
و مانند كسانى نباشید كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آن هم) پس از آنكه نشانه‏هاى روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمى دارند. (آل عمران 105)


بحث حاضر بین بچه ها مرامنامه است، چون به قولی به دلیل اینکه ما باید خودمان را یک جوری مشخص و جدا کنیم و معلوم باشد این کسی که باهاش طرفی یه مجمع وبلاگ نویسان مسلمانی است یا نه، یا اینکه وقتی می گویی فلانی مجمعی است، بدانی از چه موجودی صحبت می کنی ... این موضوع هم موضوع جدیدی نیست از سال 1382یا 81 که قرار بوده مجمعی تشکیل بشه این بحث ها بوده است، در ادامه ی این پست که باید برای دیدن همه اش لینک زیر متن را بزنید، مرامنامه ای که برای انجمن سابق مذکور ابوذر نوشته بوده و نقدی که آسید صالح نوری برش نوشته، تا به قول خودش از یک فاجعه بشری جلوگیری کند، در اون زمان بعضی چیزها مثل اعتقاده به بعضی چیزهای دیگر بدیهی انگاشته شده است، چون آن زمان به دلیل قلت رفقای مسلمان، از آدم ها برای عضویت دعوت می شد و نه عضو گیری، ولی ماشاالله در عصر حاضر انقدر کثرت وبلاگ نویسان مسلمان زیاد است، که نمونه ی کوچکش را با سیر لیست وبلاگ های پارسی بلاگ متوجه می شوید، به نظر می رسد آن مرامنامه کافی نباشد، و مثلا با وارد شدن عده ای خاص عده ای دیگر مخصوصا کسانی مثل این جانب که مسئولیت بیشتری دارند در آتش جهنم آن بعضی ها شریک شوند. در عین حال ذکر آن بعضی چیز های آن موقع بدیهی یا بطور کلی مشخص کردن دقیق مرز و جدا کردن خودی و غیر خودی در حالی که در بین مسلمین که هیچ در بین حزب الله آنقدر تکثر آرا وجود دارد، که به طرز ضایعی راندمان و بازدهی کار می آید پایین.
این ها از آنجا ناشی می شود که اولا در حالی داری یک مرز بندی و مرامنامه می نویسیم که دقیق در هنگام مرز بندی حواسمان نیست برای چه این جماعت را دور هم جمع می کنیم.
از نظر بنده عمده ی کار مجمع نه درست کردن لیست و دور هم جمع کردن است، یا حتی نه هماهنگی مطالب. بلکه دو موضوع مهم وجود دارد، اولا محل بحث و مناظره و گفتگو که در آن برای عضویت در تالار گفتمان هیچ محدودیت و مرزبندی وجود ندارد که در غیر این صورت هم عقیده ها چه بحثی با همدیگر دارند؟!!. دوما می خواهیم با این آدم ها، یعنی وب لاگ نویسان به معنای افرادی که، فکر می کنند، فکرشان را مکتوب می کنند و به این واسطه مجبور به مطالعه نیز می شوند!، قرار است یک سری کار پژوهشی به معنای کاری که علاوه بر تحقیق به مقدار کثیری شعور و عقل برای نتیجه گیری و تحلیل انجام دارد انجام دهیم!، پس با توجه به این ها روند مرامنامه ی مکتوب و معلوم با خط قرمز های شدیدا مشخص در مواردی که در همین جمع درباره ی آن ها تکثر آرا دارند، و در ضمن در خارج از این جمع کسانی هستند که در بعضی موضوع های خاص مورد بحث یا پژوهش موافقت و همسویی دارند، زیر سوال می رود. در ضمن من فکر می کنم می توان فرایند و الگوریتمی را تعریف کرد که در عین این که مشخصا چیزی را اعلام نمی کنیم و فیلتری مشخص نمی گذاریم ولی در عین حال از ورود افراد فطیرا شوت نیز جلوگیری شود؛ برای قربت ذهن شما، یه نمونه ی ساده و خام می گویم، مثلا فکر کنیم که ما از بروبچه های توده ها و جمع هایی که از گذشته فعالند مثل لوح، زیتون، موازی، محبان المهدی، رهپویان، حزب الله، استشهادیون، ضد صهیونیست ها، علامه حلی ها، امام صادقی ها و... و در عین حال جمع هایی که در حال بدون اعلام بلکه با دعوت تشکیل می دهیم، دعوت می کنیم که دور هم جمع شوند و کار انجام دهند به صورت ناملموس این یارگیری توسط توده ها که هر کدام در موضوعی خاص فعالیت می کنند و می توانند آدم های هم عقیده یا هم کار را در آن موضوع خاص دور هم جمع کنند. و بعد ها هم در استمرار و طول این روند افراد جذب این توده ها و در کل وارد جمعیت و جامعه ی وب لاگ نویسان مسلمان می شوند.


متن اولیه ی مرامنامه ی شورای مدیریت مجمع وبلاگ نویسان مسلمان :

بسم الله الرحمن الرحیم
اصل آتش؛ در مرام مسلمانی اینگونه است که هرکاری که می کند، اگر سود، ثواب، و منفعت الهی ندارد، عقوبت الهی، ضرر و متعاقبا آتش جهنم به بار نیاورد. طبق همین اصل هم انتخاب شورا، اعضا، برنامه ریزی و هر مسأله مربوط به مجمع* باید با رعایت این اصل صورت گیرد؛
با این توصیف اعضای شورا باید اینگونه باشند :
اول.
مسلمان؛ شیعه ی دوازده امامی؛ معتقد به صحت و تحریف ناپذیری قرآن مجید.
دوم. معتقد و ملتزم به حاکمیت فقه شیعی و احکام اسلامی.
سوم. پیرو خط امام (خمینی (ره)) و رهبری (آیت الله خامنه ای).
چهارم. معتقد و ملتزم به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
پنجم. عدم اعتقاد به تکثر گرایی، سکولاریسم و ...؛ در مجموع اصول گرا و بنیاد گرای شیعی.
عملکرد مجمع نیز باید اینگونه باشد :
اول. وظیفه ی مجمع حمایت و ترویج اسلام ناب محمدی است، نه تایید و دفاع از جمیع مسلمین.
دوم. امر به معروف و نهی از منکر و آگاهی حق دادن وظیفه ی اصلی مجمع است و تمام عملکرد و فعالیت های مجمع در لوای ایت سه وظیفه تبییت می گردد.
سوم. در تمام عملکرد مجمع تبلیغ اسلام، روشنگری، تشویق به دین مداری، مقابله با کفر و دشمنان اسلام، خشنودی حضرت حق (جل جلاله) و حجت حقش (عج) باید مدنظر باشد.
چهارم. تا حد امکان از فعالیت های سیاسی داخلی و حزبی -در صورتی که موجب تفرقه مسلمین شود- دوری می جوییم مگر در مواردی که اعلام مطلبی واجب، و تولی و تبری حکم به آن کند.

والسلام
محمّد مسیح مهدوی
شنبه 21 آبان ماه 1384 هجری شمسی

* در تمام متن مرامنامه کلمه ی "مجمع" به جای "مجمع وب لاگ نویسان مسلمان" استفاده شده است.


مرامنامه ی انجمن اسبق و نقد سید صالح بر آن :

انجمن وبلاگ نویسان مسلمان انجمنی است تشكیل شده از جمع نامحدودی از وبلاگ نویسان كه اقدام به گسترش مفاهیم انسانی و الهی در حوزه های مختلف معرفت بشری و الهی در اینترنت می نمایند.

مرامنامه انجمن وبلاگ نویسان مسلمان

1- رسالتی كه بر دوش نویسندگان مطبوعات كاغذی و سایر اهالی سرزمین قلم است، بر دوش نویسندگان به روش الكترونیكی نیز سنگینی نموده و همانطور كه خداوند متعال در قرآن كریم به قلم و آنچه می نویسد قسم یاد كرده؛ این قسم الهی میثاق اصلی اعضای این انجمن خواهد بود.

2- اسلام به عنوان برنامه جهانی و ابدی بشر برای زندگی و رسول مكرم اسلام كه صلوات خدا بر او و آلش باد به عنوان مبشر این رسالت جهانی و اهل بیت عصمت و طهارت بعنوان شارحان اندیشه اسلامی مركز توجه جهان اسلام بوده و هرگونه توهین به ساحت قدسی آنان و تخریب باورهای عمومی انسانها و خصوصا مسلمانان نسبت به آنان فعلی نابخردانه بوده و وبلاگ نویسان مسلمان با این تلاشها به مبارزه خواهند پرداخت.

3- انقلاب اسلامی نیز به عنوان مظهر توجه همزمان به دو ساحت سیاسی اجتماعی و معنوی فردی اسلام و ظهور مجدد وجه جهان شمول اسلام ، مبداء تاریخ فرهنگی سیاسی جدید اسلام است و تلاش در جهت تخریب باورهای عموم جهان و خصوصا مسلمین در خصوص آن تلاشی ناصواب و بر خلاف حكمت است كه وبلاگ نویسان مسلمان با آن در حدود توان خود به مقابله خواهند پرداخت.

4- موضع گیری در مقابل روحانیت معظم، مراجع مسلم تقلید و توهین و تخریب هویت آنان فعلی است كه از فرد مسلمان در هیچ شرایطی پذیرفته نبوده و وبلاگ نویسان مسلمان نیز ضمن احتراز از این فعل تحت هر شرایط ، با آن به مبارزه می پردازند.

5- انتشار متن در اینترنت همانند سایر رسانه ها بایستی برپایه رفتاری منطقی استوار بوده و از انتشار مطالبی كه عفت و اخلاق عمومی را جریحه دارد نموده یا متضمن توهین به اشخاص دارای شخصیت حقوقی یا حقیقی قابل احترام برای مسلمانان است پرهیز شود.

6- از آنجا كه نویسنده و اهل قلم بدون توجه به ابزار نگارش، در هرشرایطی دارای هویت فرهنگی و اجتماعی است؛ نمی تواند نسبت به سرنوشت جامعه خود بی تفاوت بوده و سعی خواهد نمود تا چه با ابزار خود یعنی قلم و چه با حضور رسمی خویش مواضع و نظرات خود را به اطلاع عمومی برساند .

7- انتشار اخبار و اطلاعات سیاسی نیز بایستی با دو هدف مقابله با جریان یكسوسازی فكری رسانه های خبری صهیونیستی و از سوی دیگر برای رشد و گسترش حوزه اگاهیهای مخاطبان بوده و نبایستی موجب آسیب رسانی به منافع جهانی مسلمین بشكل عام و جمهوری اسلامی ایران و ملت مسلمان آن بشكل خاص گردد.

8- صدور تفكر و بینش انقلاب اسلامی كه برگرفته از اندیشه های امام راحل (قدس سره) و مقام معظم رهبری و آموزه های نورانی اسلام عزیز است بایستی در هرلحظه وجه همت وبلاگ نویس مسلمان باشد و گسترش و نشر فرهنگ دینی و اسلام انقلابی و ارزشهای منشعب از آن از جمله انقلاب اسلامی ایران و دوران دفاع مقدس در زمره فعالیتهای او باشد.

9- ابعاد مبارزه وبلاگ نویسان ضمن محدود شدن در حوزه فكری و اندیشه و همچنین اظهار مخالفت های اجتماعی و فرهنگی ؛ به حوزه تعاطی افكار الكترونیك نیز محدود شده و وبلاگ نویسان مسلمان با كمك ابزار تخصصی خود یعنی قلم و با استفاده از سرویسهای جنبی وبلاگ یعنی میل و كامنت و همچینین چت رومها به انتشار اندیشه مثبت اسلامی . پاسخگویی و مبارزه با افكار منحرف و منحط و افشاگری و آگاه سازی در خصوص آن اقدام خواهند كرد.

10- سوءاستفاده از امكانات نشر الكترونیك از جمله امكان ثبت هویت های حقوقی بجای هویت های حقیقی و امكان نامشخص بودن موقعیت جغرافیایی نباید باعث شود تا رسالتها و مسئولیتهای یك نویسنده از ذهن وی پاك شده و وی فراتر از زمان و مكان حقیقی و هویت اجتماعی خویش اقدام به نشر محتوا نماید.

11- وبلاگ نویسان مسلمان معتقدند فعالیتهایی از جمله شخم زدن – هك نمودن – سایت های اینترنتی و وبلاگها حركتی ناصواب بوده و برای پاسخگویی به اندیشه باید از اندیشه سود برد. سرقت رمزها و كلمات عبور و شماره های هویتی سایتها و جعل هویتهای الكترونیك نیز فعلی است كه نمی تواند عملی مثبت تلقی گردیده و از سوی این وبلاگ نویسان تقبیح می گردد.

12- وبلاگ نویسان مسلمان ضمن استقبال از هرجریان آزاد فكری كه منجر به تضارب حقیقی و نه دروغین آراء شده و فضای مناظره و مكاشفه حقیقی سیاسی، فرهنگی و علمی را فراهم آورد؛ هرگونه برخورد و درگیری فیزیكی را محكوم نموده و از آن تبری می جویند. مسلما این نوع حركت از جانب هركس و در هر شكل حركتی به ضرر منافع مسلمین خواهد بود.

13- وبلاگ نویسان مسلمان از تلاش قوه محترم قضاییه و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات وكلیه مراكز ارائه كننده خدمات اینترنتی در جهت تصفیه اینترنت از محتوای ناسالم برای ارتقاء مفهوم جامعه اطلاعاتی و آی‌تی و برای جلوگیری از سوءبرداشتها و سوءتعبیرها و سوءاستفاده ها از فضای اینترنت حمایت می كنند. مرجع تشخیص سلامت یك محتوا از محتوای ناسالم با مراجع صالحه نظام اسلامی است .

14- وبلاگ نویس مسلمان در تمامی زمینه ها می تواند دارای موضع بوده و نگاه اررشی در تمامی زمینه ها می‌تواند بروز و ظهور داشته باشد. این زمینه های می تواند سیاسی، اجتماعی، تبلیغی، هنری، خبری، اقتصادی، فرهنگی، ادبی، فنی، استراتژیك و هر زمینه دیگر باشد.

به نام خدا

* قسمت اول متن مرامنامه انجمن وبلاگ نویسان مسلمان است.

* چهارده بند مفاد اصلی این مرامنامه كه ترتیب خاصی نداشت به صورت حاضر مرتب شد.

* به جز در دو مورد 7 و 9 باقی بنده ها ایراد خاص مفهومی نداشتند و صرفا بعضی جمله بندی ها و عبارات در جهت كم كردن بار شعاری متن، در آوردن آن از قالب كلیشه ای و كم كردن ایجاد حساسیت های كاذب و غیر ضروری تغییرات اندكی داده شد كه با مقایسه آن با نسخه اصل متوجه این معنا خواهید شد.

*بند هفتم مرامنامه در حقیقت به تبیین اهداف انتشار اخبار و اطلاعات در اینترنت می پردازد كه تصور می شود با یك جانبه نگری سیاسی، از مسائل مهم و زیادی غافل مانده و در رساندن همه ی مفهوم الكن است.

****** انتشار اخبار و اطلاعات صرفا در زمینه سیاسی نیست و این كه غالبا در عرف عوام اخبار به رویدادهای سیاسی جهان اطلاق می شود نباید ما را به اشتباه بیاندازد. شكل دهی و سامان دادن به فضای فرهنگی جامعه و جوانان نیاز شدیدی به انتشار اخبار فرهنگی و مذهبی- اجتماعی دارد كه می بایست مد نظر قرارگرفته شود.

****** مقابله با جریان یكسوسازی فكری رسانه های صهیونیستی قطعا از ضروریاتی است كه به سادگی نمی توان از كنار آن گذشت. تشخیص حق و باطل و شیطنتها و غرض ورزی های رایج در این رسانه ها احتیاج به آموزش، مطالعه، هوش و تجربه زیادی دارد كه می بایست برای آن برنامه ریزی خاصی صورت گیرد.

****** رشد و گسترش حوزه آگاهی های مخاطبان عبارتی كلی و مبهم است كه حتما باید به دقت تبیین شود:

این مسئله كه این گسترس آگاهی ها تا چه میزان و چه زمان به منافع جهانی مسلمین ضربه می زند واقعا چگونه قابل تشخیص است؟ به نظر ما بالا بردن ظرفیت و توان هضم و بلع مخاطب می تواند موجب امكان انتشار بسیاری از حقایق شود. این كه لزوما ما هر خبر یا نقدی را كه بر علیه یكی یا همه ارزشهای اسلامی و شخصیتهای مهم و برجسته دنیای اسلام و ایران است بر علیه منافع جهانی مسلمین بدانیم مطمئنا اشتباه است. حركت ما باید به سمتی باشد كه كم كم و در همه ی جامعه این غلط مصطلح را كه فرد را مصداق اسلام می‌دانند و خطای شخص را به ضعف دین نسبت می دهند تصحیح كنیم. این هدف با انتشار و تبلیغ واقعیتها و رویدادها ممكن می شود. (شایعات و اخبار غیر موثق منظور نیست) مخاطبین ما باید به مرور و در طول زمان به این جمع بندی برسند كه آدم های ضعیف همواره به اندازه توان خود از اسلام بهره می برند و این حاكی از كمبود دین مبین خداوند نیست. خودسانسوری بعضی اخبار –اصطلاحا- ضایع و حذف سوتی بعضی آدم های تأثیرگزار در عرصه های مختلف به سختی ذیل معنای حفظ منافع جهانی مسلمین می گنجد.

چه ایرادی دارد كه نقد سالم و مثبت و سازنده ی بزرگان كشور توسط انجمن وبلاگ نویسان مسلمان صورت گیرد؟ این كار احتمال تأثیرپذیری افراد را هم بیشتر می كند. زیرا می دانند این حرف ها و نظرات از جانب بچه های خودی انقلاب و نظام است و ابتدائا در مقابل آن جبهه گیری نمی كنند. این رفتار وجه ی این انجمن را نیز در میان همه‌ی داعیه داران نقد و خبر خدشه ناپذیر خواهد كرد.

****** متن جایگزین برای بند هفتم مرامنامه:

انتشار اخبار و اطلاعات به موضوعات سیاسی محدود نشده و در زمینه های فرهنگی،‌مذهبی و اجتماعی نیز می بایست به ترمیم خطوط ارتباطی و اطلاعاتی حزب الله همت گماشت. نقد و تحلیل سالم مسائل و شخصیت های سیاسی با هدف انذار و اصلاح آنها یك اقدام ضروری و مهم است كه به بهبود فعالیت ها و شكل گیری صحیح جریانات اجرایی كمك می كند. همچنین انتشار اخبار جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی جهت تغذیه داخلی افكار وبلاگ نویسان مسلمان باید در دستور كار قرار گیرد. در همه این موارد مقابله با جریان یكسوسازی فكری رسانه های صهیونیستی و حفظ منافع جهانی مسلمین می بایست مد نظر باشد.

* بند نهم مرامنامه به تشریح ابعاد مبارزه وبلاگ نویسان مسلمان می پردازد و در این راه بعضا اصول بدیهی انگاشته شده پیش فرض خود را نقض می كند. حد و مرز نگذاشتن برای حیطه مخاطبان وبلاگ نویسان دردسری است كه تبعات جبران ناپذیری به همراه دارد. ما باید تكلیف خودمان را با خودمان روشن كنیم. برای این كار پاسخ دادن به چند سوال ضروری است:

1- علت توجه ویژه به مقوله وبلاگ و وبلاگ نویسی چیست؟ یعنی صرفا حرف زدن و امكان ابراز عقیده شخصی حیطه وبلاگ نویسی را تا این حد مهم كرده است؟ آیا هیچ عامل دیگری مؤثر نیست؟ اگر این طور است چرا در جلسات و مجامع عمومی و خصوصی فراوانی كه حزب الله دور هم گرد می آیند چنین حساسیتی وجود ندارد؟

2- اصالت با وبلاگ است یا وبلاگ نویس؟ یعنی نویسنده وبلاگ به خاطر این كه وبلاگ مثلا مذهبی دارد مورد توجه و اهمیت است یا به علت این كه آدم اهل مذهبی است با او ارتباط برقرار می كنیم؟ آیا وبلاگ نویسانی كه مسلمان هستند (مسلمان به معنی مورد توافق) و وبلاگ سینمایی دارند هم موردنظر هستند؟ آیا وبلاگ های اسلامی كه نویسندگان مجازی دارند مد نظر هستند؟

3- آیا مارشال مك لوهان را جدی گرفته ایم؟ آیا رسانه همان پیام نیست؟ یعنی ما برای رسیدن به هدف غایی خودمان مجاز به استفاده از تمام وسائل هستیم؟ آیا همه ی وسایل، توانایی رساندن ما به اخدافمان را دارند؟ آیا ما هر مفهومی را می توانیم در قالب هر رسانه ای بریزیم؟ آیا تأثیرات پنهان ذات رسانه، اصل پیام ما را مخدوش نخواهد كرد؟ اگر وبلاگ نویسان مسلمان به این پرسشها نیاندیشند چه كسی باید این كار را بكند؟

****** در این جا من نظرات خودم را می گویم. قصد ندارم چیزی را به كسی تحمیل كنم. اما خواهش می كنم بر روی آنها فكر كنید و نظر بدهید:

1 – آن چه وبلاگ نویسی را مهم و ارزشمند می كند ارزش و تقدس قلم است. شاید پی بردن به مفعوم قلم كمی سخت باشد. اما كمی بیاندیشیم:

همه ما حرف می زنیم و این حرف زدنها معمولا معطوف به مسائل جاری زندگی روزمره و اطراف می شود.

همه ما فكر می كنیم و این فكر كردن معمولا معطوف به چاره جویی برای مسائل و مشكلات روزمره و اطراف می شود.

اما همه ما نمی نویسیم. (نوشتن صرف سیاه كردن كاغذ با خودكار نیست) یعنی آنچه می اندیشیم و به نظرمان اهمیت دارد و برای خودمان و دیگران در آینده قابل استفاده كردن است بر روی كاغذ مكتوب نمی كنیم. برای همین حرف زدنمان و فكر كردنمان در همان حد سحطی خودش باقی می ماند. اما اگر ما مجبور شدیم آن چه می گوییم و آن چه می اندیشیم، بنویسیم آنگه كنار هم قرار دادن نوشته های زمانهای مختلف خیلی چیزها را رو می كند و تهی بودن و بی فكری ما را كاملا مشخص می كند. نوشتن آدم را مجبور به فكر كردن می كند و آرام آرام دقت و بصیرت فرد را بالا می برد. عادت به نوشتن عادت به خواندن را هم به همراه می آورد و بالا رفتن سطح اطلاعات فرد، احتمال دست یافتن به مفاهیم سطح بالاتر را زیاد می كند. این ها بسان زنجیره ای هستند كه حلقه اصلی آن نوشتن است. با دقت در خود و اطرافیان به خوبی این حرف ها را درك می كنید. آن دوستانی از شما كه اهل نوشتن نیستید (نه این كه نمی نویسند) به ندرت حرف خیلی خاصی برای زدن دارند و یا لااقل حرف های آن ها فقط به درد امروز می خورد و كمكی به فردا نمی كند.

معجزه وبلاگ نویسی این بود كه نوشتن را به سطح متوسط جامعه كشاند. آدم هایی كه فبل از بوجود آمدن این پدیده رابطه ای با كاغذ و قلم نداشتند برای ابراز وجود و نشان دادن خودشان هم كه شده مجبور به نوشتن شدند. این نوشتن از همه ی چیزهایی شروع شد كه در اطرافشان می گذشت و بعد از گذشت چند ماه همگی دریافتند كه چقدر فكر نمی كنند! تب هجوم به سمت این ابزار و بعد تعطیلی تعداد زیادی از این صفحات ، شكست خوردن آن هایی را نشان می دهد كه نتوانستند فكر كردن بیاموزند. آن هایی كه ماندند كم كم آموختند كه حلقه گم شده حرف زدن و فكر كردنشان «نوشتن» است. (از همه این داستان،‌ خواصی را كه كارشان نوشتن است و اهل مطالعه و قلم هستند و وبلاگ را هم مانند روزنامه و مجله و كتاب، راهی برای ارتباط با مخاطب می دانند، فاكتور بگیرید)

علت توجه ویژه به مقوله وبلاگ و وبلاگ نویسی یقینا فقط «نوشتن» است و نوشتن یعنی آماده و عرضه كردن محصول فكری خود برای دیگران در قالبی كه بتواند مفهوم را منتقل كند به صورت مكتوب.

مكتول بودن امكان بازنگری و استناد به فكر و حرف را ممكن می سازد و قلم واقعا ارزش قسم خوردن به آن را دارد: ن و القلم وما یسطرون

اگر قرار باشد انجمن وبلاگ نویسان مسلمان شكل بگیرد ماهیت تمامی فعالیتهای آن می بایست حول محور نوشتن باشد. ارتباط برقرار كردن با وبلاگ نویسان باید از طریق نوشتن باشد و –خودمان را گول نزنیم- چت روم جای نوشتن نیست. كامنت هم جای حرف زدن نیست. باید پیغام كوتاه گذاشت و از طریق ایمیل ارتباط نوشتاری برقرار كرد. باید به نوشتن عادت كرد. این خیلی مهم است.

2 – قضیه اصالت را هم بگویم كه باید ترس را كنار بگذاریم. باید به قواعد خاص وبلاگ نویسی تن داد. اما این به آن معنا نیست كه ما نمی توانیم فراتر از آن عمل كنیم و برای خود قواعد تازه ای بنا بگذاریم. مخاطبین وبلاگ ها عمدتا خود وبلاگ نویسها هستند. در كنار این ها افراد دیگری هم كه خود اهل وبلاگ نوشتن نیستند گاه به صورت گذری از طریق جستجوگرها و گاه به خاطر دوستان و آشنایان و از طریق گروه های اینترنتی و چت روم ها و ... گذری به وبلاگ ها می كنند . یا مشتری دائمی می شوند و یا رد می شوند و پی كار خود می روند. همه ی این هایی كه نام بردم می توانند تحت عنوان مخاطب قرار بگیرند. اما من باید به كدام یك توجه كنم و اندیشه مثبت اسلامی را از چه طریقی انتشار دهم؟

اینجا ما باید حیطه ارتباطمان با افراد و دسته بندی آن ها در گروه های مخاطب را انجام دهیم. بنده شخصا به دلیل مشغله كاری فراوان و عدم تمایل به استفاده از مسنجر و... راه ارتباط با مخاطب خود را صرفا نوشتن در صفحه اصلی وبلاگ خودم، كامنت گذاشتن برای وبلاگ او و اگر تمایلی از طرف مقابل بود ارتباط از طریق پست الكترونیك می دانم و قائل به این مسئله هستم كه یقه‌ی آدم خوبها را گرفته ام و مخاطبین مرتضی و ما آدمهای معمولی و رهگذر نیستند. در مواردی به ندرت اتفاق می افتد كه آشنایی با این آدم های خاص به دیدار رو در رو هم منجر شده و كه در همان چند موردبسیار پر فایده بوده است. اما دیگران چه؟ آنها چقدر وقت برای مخاطب خود دارند؟ مخاطبین آن ها از چه سطحی هستند؟ و آیا برای ارتباط برقرار كردن با آنها مجاز به كارهای سطحی و زودگذر هستند یا نه؟ این را لطفا شما مشخص كنید.

بنده تصمیم دارم انتشار اندیشه های مثبت اسلامی را صرفا از طریق نوشتن دنبال كنم و اهل بگو مگو كردن با آدم هایی كه شناخت چندانی از آنها ندارم نیستم. به نظرم این كار فایده ای ندارد و واقعا اگر طالب بحث كردن با كسی باشم این بحث را از اینترنت خارج و به دیدارهای شخصی ارجاع می دهم. به نظرم اینترنت صرفا بهانه ای است برای این كه با دیگران آشنا شویم و تأثیرگزاری اصلی در دنیای بیرون اتفاق می افتد. وضاف بر آن این كه اصولا به قصد تاثیرگزاری نوشتن یا به قصد تأثیرگزاری دیدار و صحبت كردن كار احمقانه ای است. اگر شخصا به این نتیجه برسم كه كسی به قصد تأثیرگزاری با من ارتباط برقرار كرده است از او فرار خواهم كرد.

بنابراین باید به یك تقسیم بندی قاطع در مخاطبینمان برسیم. پیشنهاد من این است:

مخاطبین ما به طور خاص فقط و فقط كسانی هستند كه وبلاگ می نویسند (یعنی محلی از اعراب دارند) و در سطح عام همه كسانی هستند كه قصد دارند درمورد موضوعات مورد علاقه‌ ی ما اطلاعات كسب كنند. پیگیری و اشاعه اندیشه های مثبت اسلامی را فقط باید در حیطه مخاطبین خاص پیگیری كرد و البته این كار طبیعتا تأثیر خود بر روی مخاطبین عام را هم خواهد گذاشت. این شفاف سازی برای انجمن وبلاگ نویسان مسلمان لازم است تا با پرداختن به حاشیه از اصل غافل نشود. (لازم به توضیح نیست كه شما به عنوان یك فرد آزاد می توانید اندیشه های مثبت اسلامی را از هر طریقی كه دوست دارید با هر كسی كه می خواهید مطرح كنید. اما این در حیطه كاری انجمن وبلاگ نویسان مسلمان قرار نمی‌گیرد)

3 – به نظر می رسد ما هنوز مارشال مك لوهان را جدی نگرفته ایم. از تلویزیون و سینما و روزنامه بگیر تا همین اینترنت. قسمتی از این حرف ها مربوط به مقاله فرزندان كالباس می شود. لاما لازم است تا این جا هم به آن بپردازم:

«... ضرب المثل آب كه از سر گذشت چه یك نی و چه صد نی غلط است. چون به مقوله بازگشت نگاهی ندارد. اگر كسی خواست توبه كند واقعا فرقی نمی كند كه چقدر در گناه غرق باشد؟ زحمت و مشقت توبه كردن برای گناه كاران در مراتب مختلف یكسان است؟

همین طور است آلوده شدن به اسباب و وسایل تمدن غرب كه انسان را از طبیعت اصلی و فطرت دور می كند. آبا ما چون زندگی در آپارتمان را اجبارا پذیرفتیم باید شكستن حریم های انسانی را هم تحمل كنیم؟ اگر ما وارد اینترنت شدیم باید بی چون و چرا قواعد خاص آن را بپذیریم؟ یا می توان به حداقل هایی اكتفا كرد؟ (هر چند كه در حداقل ها هم ضرر هست) اما آیا اگر ما به نامه نگاری الكترونیكی عادت كردیم باید به چت هم عادت كنیم؟ این استدراج تا كجا ادامه خواهد داشت؟

آیا اگر ما به جای غذا مجبور به خوردن كنسرو شدیم فرقی نمی كند كه كنسرو سوسیس بخوریم یا تن ماهی؟ واقعا كالباس و شیر پاكتی فرقی با هم ندارد؟

مرتبه بعدی آن است كه سركشی كنیم و شهروندان مطیعی برای دهكده جهانی مك لوهان نباشیم. هنگامی كه بفهمیم كه نیازی نیست با پذیرفتن بعضی اجزا خودمان را در مقابل كل بزرگ وابدهیم این سركشی آغاز می‌شود.

و مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت...»

یادمان نرود كه اینترنت اساسا در راستای سیاستهای جهانی سازی طراحی شده است و جنگ سایبرنتیك حقیقتا در جریان است. پس چرا فكر می كنیم از همه‌ی ابزارهایی كه اینترنت و صاحبانش در اختیار ما می‌گذارند می‌توانیم به نفع خودمان استفاده كنیم. یعنی آن ها این قدر ساده لوحند؟ باور كنیم كه ما قدرت انتخاب داریم و اگر این انتخاب را امروز انجام ندهیم فردا كار سخت تر خواهد شد. ما باید از میان سرویسهای این شبكه لعنتی بهترین ها را انتخاب كنیم و در آن رشد خود را بجوییم نه رشد اینترنت را!

اساسا با چت روم مخالفم و این مخالفتم حرف مار گزیده ای است كه از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم.

****** متن جایگزین برای بند نهم مرامنامه:

حیطه مخاطبین انجمن وبلاگ نویسان مسلمان به طور خاص نویسندگان كلیه وبلاگ های فارسی هستند كه ارتباط با آنها از طریق ابزار تخصصی قلم و سرویسهای جنبی وبلاگ یعنی ایمیل و كامنت برقرار می گردد. ابعاد این ارتباط در حوزه های فرهنگی،‌ عقیدتی، اجتماعی و سیاسی به مبارزه با افكار منحرف و منحط و افشاگری و آگاه سازی در خصوص جریانات و شبهات و غرض ورزی ها، بیان نظرات مخالف و سوالات گوناگون و پاسخگویی به آنها و از همه مهم تر طرح بحث های نو و مرتبط با مسائل روز و به راه اندازی و حمایت از جریانات صحیح فكری – عقیدتی در جامعه وبلاگ نویسان است.


والسلام