تبلیغات بسم الله الرحمن الرحیم
اول، چرا این وبلاگ بسته شد؟!؛ [سانسور] [...] لازم شد تا بگویم دلیل بستن وبلاگم این است كه پی برده ام اشتباهات زیادی كرده ام و دارم می كنم! و در عین حال بهتر است این زمانی را كه صرف خروجی دادن (یا بقول كوروش اختصاصا درباره ی من "فریاد زدن"!) می كنم، صرف شك كردن، فكر كردن، خواندن و "دوست داشتن" كنم. و دلیل دیگر آنكه به دلیل افزایش دغدغه هایم، دانه دانه آن ها را كم می كنم تا به اصلی ترین هایشان بژردازم! برای همین هم تمام آرشیو نشریات و مطالبی كه جمع كرده ام را به كمد پشت بام انتقال داده ام و داستان و عكس های استشهادی محبوبم را به كسی دادم كه فكر می كردم برای او هم جذاب باشد، ...؛ دلیل سوم هم این كه "تظاهر به دانایی، هیچ وقت جای دانایی را نمی گیرد!"؛ برادران و خواهران، محمد مسیح خیلی ناآگاه است ها!، اگر چیزی از او پذیرفته اید در آن شك كنید!؛ دلیل چهارم و اصلی هم اینكه صالحه (رایانه ام)، تقریبا در یك عملیات انتحاری، به كما فرو رفته است!، چندروز پیش دوتا پره ی آخر پاورش كه باقی مانده بود هم شكست و از لای توری اش پرتش كرد بیرون و یك دفعه داغ كرد و خاموش شد! آه، آه، ای صالحه ام، ای گلم، ای نازم، ای مونس تنهایی هایم چگونه توانستی به این بی رحمی من را ترك كنی و در بین یك سری موجود دوپای سرد تنها بگذاری؟! چگونه ... ببخشید احساساتی شدم - این جا دستمالش را در می آورد در حال كه صورتش رو به تماشاچی هاست اشك هایش را پاك می كند! -
بخدا این وبلاگ بسته است!!!
دوم، توان یا شجاعت عذرخواهی!؛ از مادر ممنون ام، به شدت!، كه این خلق را در من نهادینه كرد، كه وقتی اشتباه كردم و به اشتباهم پی بردم، بدون هیچ ترسی به اشتباهم اعتراف كنم!، و اگر این اشتباه به كسی نیز ضرر رساند از او عذرخواهی كنم!
"موضوع این است که دنیا به تعدادی نابغه ی متواضع نیاز دارد، متاسفانه تعدادمان خیلی كم شده!"
سوم، محشر صغری؛ متنی است مفصل در مذمت آن نامه ی سرگشاده ای که نوشتم و توبه و اعترافی؛ به اضافه ی سخنی با خانم میرزا؛ و سپس متن نامه ای محترمانه از یک خواهر مسلمان فمنیست به من و استشهادیه؛ [...] گوش دادن به حرف جادی که بهم گفت : " وقتی کسی را می کشی فرصت آشنا شدن باهاش رو از دست می دی " (و خودم اضافه می کنم یک رفتار دگماتیستی و طرد کننده در این موقعیت کمتر از کشتن طرف نیست با این تفاوت که می شود در این مورد از رفتارمان ، عذر خواهی کرد ! ) ؛ البته این عذر خواهی نه دست کشیدن از نظرات بلکه عذرخواهی رفتار طرد کننده ایست که موقعیت آشنایی را می گیرد و تمام انرژی صرف شده را به هدر می دهد . [...] و این بر می گردد به آن چیزی که از دغدغه هایتان می بینم ، بر خلاف انچه می گویید هر چند شعار مراسم هشت مارس امسال در پارک دانشجو صلح طلبانه بود ولی شعارهایی که گفته می شد و دیده می شد گونه ای دیگر بود و وقتی کسی خطاب به آن خیل کثیر می گوید " ... من خودم 10 بار سکس آزاد داشته ام ... زن ها برای مبارزه با مرد سالاری نباید ازدواج کنند ... " و در جواب اینکه چگونه ارضای جنسی شوند ، می گوید " بروند لزبین شوند ... " [...] خانم شان ماتیو از نام مستعار بدم می آید یک نامی می نوشتید که راحت تر می شد خطابتان کرد ، جواب دادن به حرف هایتان را موکول می کنم به همان زمانی که پیش تر گفتم ، ولی اولاً برای کم شدن عذاب وجدانم از آن تند روی و دوماً به دلیل لحن احترام بر انگیزتان جوابیه تان را می آورم .![]()
چهارم، از جامعه ی فاضل تا حكومت فضیلت، از حال تا اتوپدیا؛ یادداشتی است که به شدت ابوذر -پاسداران- را عصبانی کرد تا حدی که فردا شبش به همراه فطرس ، مفتاح و یکی دیگر از دوستانش آمدند خانمان برای بحث ؛ ولی هنوز فکر می کنم درست است و به نظر یکی از بنیادی ترین و موثرترین نظریات زندگی ام است . فرایند ایجاد مدینه النبی این طور بود که زنان و مردان آرام آرام مسلمان شدند ، اسلام در زندگی شخصی و سپس در رفتار اجتماعی انسان رسوخ کرد و تاثیر گذاشت ؛ پس از مسلمان شدن اکثریت جامعه متعاقباً در تشکیل حکومت اسلامی برای اجرای احکام اسلام به اجماع رسیدند ولی باید توجه داشت که حکومت اسلامی گام بعدی پس از تشکیل جامعه اسلامی است ! و جامعه اسلامی را حکومت نمی سازد که خود مولود جامعه اسلامی و در طول آن است! ![]()
پنجم، اختلاف امت؛ آقای علیانی حدیثی فرمودید از یکی از معصومین (ع) که "اختلاف نظر امت موهبت است ! " و بعد گفتید از کثرت و اختلاف نظر شاگردان امام جعفر صادق (ع) که از آن چند هزار نفر تنها چند نفر معدود کمتر از انگشتان دست ، راوی معتبر حدیثند پس ... ؛ بحثمان سر پلورالیسم بود . فکر کردم و رسیدم به اینکه ![]()
ششم، منطقه ی مشترک؛ عقاید ، رفتارها ، تمایلات و جهت گیری های مکتبی ، مذهبی و سیاسی افراد ، حاصل آن چند سال عمری است که از روز تولد در جامعه خاص خودش و طبق یک تربیت خاص و ... بسر برده اند و توقع اینکه این فرد لزوماً با یک بحث به عقیده ی مطلوب ما بپیوندد بسی خیال باطل است و در ضمن یادآوری شود که خداوند اعمال افراد را نسبت به موقعیت و ظرفیتشان می سنجد و شاید آن فردی که می خواهی به زور به بهشت ببریدش جایش در بهشت تثبیت شده تر از شما باشد .
ششم، یهود ستیزی؛ برای یهود ستیزی هیچ تعریفی بهتر از " قصاص پیش از جنایت " پیدا نکردم
هشتم، هوس عرفانی؛ چندماه پیش با عده ای از دوستان، دچار یک هوس عرفانی شده بودیم، بعضی ها دچار یک تقوای بی تعقل شدند که مشمئز کننده بود و هست!، و البته این وسط من هم از عقل و هم از آن تقوا بی تصیب ماندم! ولی حداقل این فرایند چند ماهه موجب شد که بفهمم بقول سمیرا "علما را آن قدر ها هم نباس جدی گرفت!" و اینکه "بزنم زیر همه ی تقدسی که به آدم ها -بجز معصومین و انبیاء و خداوند- داده ام!"
"تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه که این لباس زیباست نشان آدمیت"
"نه که این عبا و عمامه! .. نه که این اسم مهندس! ... نه که این برچسب استشهادی ... نه که این ..."
نهم، فقه پویا؛ فقه پویا؛ [...] وای دوباره آسمون تیره شد بر سر این جوون نسل سومی.برگشتن گفتن:" چی می گی آقا! قبلا پشت مقام ابراهیم نمی شد طواف کرد و الان به برکت فقه پویا می شه!".من باشنیدن این جواب*** کپ کردم و گفتم"حاج آقا مقام ابراهیم چیه! فقه پویا تو عرصه مدیریت! روانشناشی! جامعه شناسی! نه احکام طهارت و غسل و طواف!".سکوت مرگباری حاکم شد [...] گقتن: "تو با وجود این آدما از من فقه پویا می خوای؟".و در آخر سرم رو گرفتن و بوس کردن.(عشقولانه علمایی) ![]()
دهم،
هر چند که از آینه بی رنگ تر است / از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بی نوای ما را ای عشق / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است
یازدهم، مهر خون؛
+ (1+7) روایت مهرخون؛ http://MehrKhun.masihm.com
+ روایت صفرم؛ مه شلومخا محمدمهدی؟ آسمون چارم خوش می گذرد؟
+ روایت اول؛ سیده صالحه
+ روایت دوم؛ شبیه مسیح
+ لیلی نام تمام دختران زمین است!
+ به رنگ بغض
+ مرثیه ای برای یک عشق...
+ قرارمان دم در شرقی...
+ خواب و طلاق
+ من جیرجیرک
+ این جا بیروت است
+ خداحافظ رفیق؛ خدا نخواست که فقط از تو سر بگیرد، خواست که ذره ذره تمام تو را شهید کند.
+ این غزال رمیده
+ به وصالی برسی یا نرسی، سینه بی عشق مباد
+ ای نخورده مست، لحظه ی دیدار نزدیك است
+ من مست می عشق نیم ولی بی دار نخواهم شد ...کمی باده ی عشق ریزید شاید این به آن در شد ...
+ چه خوب است ...
+ صاحب خانه اثاث ها می ریزد بیرون
+ آخرین برگ سفرنامه ی باران این است، که زمین چرکین است.
+ ثم جئت علی قدر یا موسی ...
+ و ایلیا شهید شد ...
+ [...] و خداوند بعضی ها را در بعضی چیزها بر بعضی دیگر برتری داد [...]
+ اصل بقای چیز!
+ شرمندگی
+ مکاشفات مقدر
+ ایام خرابی ...
+ مصطفی گفت: اگر رضایت ندهید، شهید نمیشوم
+ لینک ها کامل تر خواهد شد ...
دوازدهم، نتینگ!؛ این چند وقت کلی کار کردیم، اول از همه پریسا.نت، وبلاگ خاله ام را ثبت کردیم، بعد سایت استشهاد که آمریکا سه روزه سرورش را خوابانده بود و تمام 2500 سایت ایرانی روی سرور پوکیده بودند، رو هاستش کردیم دوباره!، چشم اینترنت هاگاناه کور!، البته چند روز دیگه سایتش می آید بالا بخاطر مشکلات DNS ِ سرور!؛ مشکلات هیئت موسس هم تقریبا منتفی شد و اوضاع آروم شد!، یه دوتا سایت دیگه هم داریم کار می کنیم که فعلا صداش را در نمی آورم، در ضمن این ماجرای وبلاگ نویسان ایرانی که پروژه اش موکول شد به دو هفته ی دیگه هم، هاست و دامینش را پس از این پروژه ی تغییر نام، چون شلوغ هم می شود می خواهیم مکانی برای اعلام قرار های وبلاگیش کنیم! البته مسئولیت همه ی اینکارا رو دوش حسام عزیزم است! خیلی دوست داشتم این قضیه ی کرکره پایین کشیدن پیش نمی اومد و سر انتخابات خبرگان یه سروصدای حسابی راه می انداختم و سایت اینترنتی آقا مصباح را خودم می بردم بالا، تازه با بچه ها هم هماهنگ کرده بویم که حلقه ی وبلاگ های طرفدار مصباح تشکیل دهیم، حیف که وقت نشد، گفتم که یکی دیگه اگر موقعیتش را داره بیاید امکانات در اختیارش بگذارم، ایده هایم را بدهم و کار را جلو ببرد! انشاالله که خبرگان هم به خیر می گذرد!
سیزدهم، مجمع وبلاگ نویسان مسلمان؛ مطلبی نیز درباره ی مجمع و اتفاقات جدید و پیش رو نوشته ام که به همراه نوشته های دیگر بچه ها می گذارم روی خبرنامه ی مجمع (شاید چند روز دیگر) ...
چهاردهم، شهید آوینی؛ دیدم به مناسبت سالگرد آقا مرتضی، یک عکسی را که در مزار شهدا گرفتیم بگذاریم.
پی نوشت.
تا تونستم عقده ی بی وبلاگی را خالی کردم!
گه نوشت
(118)
شطحیات
(23)
حزب الله، امت واحده.
(30)
روز نوشت
(42)
سیاسی
(28)
علمی-پژوهشی
(8)
مهدویت
(0)
شخصی
(25)
فرهنگ
(6)
جامعه شناس فردا
(3)
کمی ادبی
(3)
ذهن موقت
(9)
موبلاگ
(11)
اقتصاد
(1)
سیاحت غرب
(0)
اینترنت و وبلاگستان
(44)
اسلام
(20)
صهیونیسم
(16)
عدالت
(0)
جهاد و استشهاد
(15)
در محضر قرآن
(1)
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
(11)