تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - دختران حزب اللهی، نوشته اول؛از شماست که بر شماست!
 
 

 

 

 

 

اسلام ,

: چهارشنبه 1 فروردین 1386 :: 06:03 ق.ظ :

دختران حزب اللهی، نوشته اول؛از شماست که بر شماست!


محمد مسیح جان!
نظر ها () || [لینك مطلب]

بسم الله الرحمن الرحیم؛

پیش نوشت.
نوشته ی حاضر را قصد نداشتم منتشر کنم، ولی انقدر این خانم بی طرف گیر داد و از این مطلب نورا خانم در آرمانشهر شاکی بود؛ که من هم عصبی شدم و خواستم نظر خودم و رفقام را درباره ی دختران مسلمان، زنان، حقوق زنان و ... بیان کنم، و بگویم که خوب، اصلا به ما ربطی ندارد اینها! اگر قرار است کسی کاری کند خودتان باید بکنید؛ ولی متاسفانه یا شاید هم خوشبختانه دختران حزب اللهی به درد نخورترین، بی هدف ترین، بی جنبش ترین، تنبل ترین، لوس ترین و ... زنان عالم هستند؛ وقتی دعوا ها و گیس و گیس کشی شان را هم به وبلاگ های ما پسر ها می آورند، تا آخرش را دریابید، من واقعا خنده ام می گیرد، که این ها یک سال است نتوانسته اند یک انجمن دختران مسلمان تشکیل دهند، توی این همه سال یک گروه منسجم از دختران حزب اللهی بوجود نیامده! اصلا به شما چه که زنان بشاگرد در چه وضعیتی زندگی می کنند!؛ اصلا به شما چه که دختران لبنانی و فلسطینی چه می کشند!؛ به شما چه که بیوه گان دفاع مقدس ایران، جنگ های لبنان و انتفاضه فلسطین چه می کشند!؛ اصلا شما چرا باید خود را نگران خیل دختران روسپی بکنید که به زور به فحشا کشیده می شوند!؛ اصلا شما چرا باید نگران دختران فرانسوی و هلندی باشید که کشف حجاب می شوند؟! ...؟! شما ها خودتان را ناراحت نکنید؛ مشغول باشید به کامنت ها محبت آمیز و تایید کننده مردان و پسران خواننده وبلاگتان، و دور شوید از هر کدامشان که کمی بی محبت، خشن، و نقادانه با شما بر خورد کنند!؛ تعداد کامنت های مطلب هایتان را ببینید، و مقایسه کنید با وبلاگ یک پسر با آمار بازدید ده برابر وبلاگ خودتان؛ و به خودتان به خاطر کامنت های بیش از اندازه تان ببالید، خوب شما یک دختر مهم شده اید ...

نوشت.
یک سال و اندی پیش که طرح مجمع وبلاگ نویسان مسلمان را می دادیم؛ کلی فکر، ایده و آرزو برایش داشتیم؛ که به خیلی هاشان نرسیدیم، به بعضی هاشان را رسیدیم، بعضی را در جاهای دیگر به ثمر رساندیم یا رساندند، و بعضی هاشان هم دوباره دارد جرقه ی آغاز به کارشان می خورد؛ یکی از طرح هایی که آن روز ها به ذهنمان رسید، انجمن دختران مسلمان بود؛ خودمان هم می دانستیم که این کار را باید خود خانم ها پیش ببرند ولی مثل روال اشتباهی که تا همین چند ماه پیش هم ادامه داشت، اول سایت اش را طراحی کردیم که پس فردا اما و اگر و بهانه ای نباشد و زود کلید بخورد؛ هر چند این انجمن تا به الآن تشکیل نشده است و زودتر از همه طرحش خوابید؛ و بعد هم که مدتی مجمع در تعلیق رفت؛ طرح صفحه اول سایتی که آن موقع برایش زدیم در ذیل آمده است؛

کلی دعوا شد سرش؛ یک جایی یک دوستی گفت مسیح تو اگر بخواهی بچه هایت سرباز امام زمان –عجل الله اعالی فرجه الشریف- بشوند حق داری که پارامترهای همسرت مثل این خانم در تصویر باشد؛ ولی این نمی تواند نشان دختران مسلمان باشد، به هزار و یک دلیل؛ ... گذشت و البت بعد هم کلی مدعی پیدا شد که چرا متوقف شد؟! آیا من مونث بودم که متوقف شدنش به من مربوط باشد؟!
***
یک جایی یک دوست قدیمی می گفت فمنیسم مکتبی است که از عقده بدنیا آمده است؛ و شرح می داد که؛

« جالب آن‌جاست كه پس از سال‌ها از تولد فمنیسم، هنوز تعریف واحد و روشنی از آن ارائه نگردیده، و شاید از هم‌این رو باشد كه تا حال معادل فارسی مناسبی برای آن وضع نشده است. اما روی‌هم رفته فمنیسم در اوج تبلور تمدنی خویش احتمالا تنها به‌كار هم‌آن نسل می‌خورد، چه با مرد كردن زن‌ها، نسلِ بعد یا منقرض می‌شود و یا روانی. و مضحك‌ترین وجه فمنیسم آن است كه سردم‌داران اساسی‌اش مردها بوده‌اند...

فمنیست‌ها آدم‌های یأس‌آلودی هستند ... »

***
به یکی دیگر از رفقا هم چند وقت پیش گفتیم بیا یک کار جدیدی راه بیاندازیم، موضوع کار که بحث شد، وسطش گفت، فقط ضعیفه تو کار نیار؛ گفتم چطور؟!؛ گفت ضعیفه باید بره دنبال بشور و بساب خودش؛ این بیچاره ها را چی کار داری بذار بچه هاشان را بزرگ کنند؛ ضعیفه را چه به کار فرهنگی! برن کار خودشون رو بکنند!
***
کمی فکر می کنم و می پندارم، نسل مادر من، و بالاتر از ایشان، نسل خانم دباغ ها، ابتکارها، عشرت شایق ها و ... آخرین نسخه ی نوع خودشان بودند؛ ضعیفه ها نمی توانند مثل آنها باشند و متاسف ترم برای دختران و پسران پپه ای که فرزندان این ضعیفه ها خواهند بود!
***
چه تعداد از پایگاه های اسلامی حاضر توسط زنان مدیریت می شوند؟! چند NGO فعال اسلامی؟! چند تشکل دانشجویی؟! اصلا چند وبلاگ حرفه ای و پر مخاطب؟!
***
گاهی به این فکر می کنم که زن مسلمان ایرانی به طور عموم و اکثریت به چه دردی می خورند؟! به نظر، آنها یک سری هیجانی هستند که چند صباحی در دانشگاه دنبال پسر های بسیج دانشجویی جیغ و ویغ می کنند، بعد هم با یکی از همان پسرها می روند خانه بخت و به ضعیفه گی ادامه می دهند؛ بعد هم هر از چند احزاب فوج فوج از ایشان را استحمار می کنند تا به حزب خاصی برای تعالی نقش بانوان و احیای حقوق زنان رای دهند؛ و دوباره روز از نو، ضعیفه بودن از نو!؛ در ضمن تجربه نشان می دهد که در ما فعال ترین و بدردبخورترین زنان یا آنانی هستند که ترشیده اند یا دیر به شوهر رفته اند! اینکه این خوب است یا نه به جهان بینی خودتان مراجعه کنید.
***
یقینا اوضاع اصلا خوب نیست؛ یک زن با رفتار های غیر اسلامی اش زندگی زن دیگری را به تباهی می کشد؛ زن ها امنیت روانی در اجتماع ندارند و این مسئله ایست که چادر و پوشیه راه حل واقعی آن نیست؛ زن ها قربانی خشونت های خانوادگی اند؛ هر رو کلی زن در سرزمین های اشغالی کشته می شوند؛ زنان نقاط محروم از سواد، مال و رفاه حداقلی بی بهره اند؛ زن ها نمی توانند جنبش کنند؛ نمی توانند زندگی همجنسان خود را بهبود بخشند؛ زن ها نمی توانند یک جریان، یک تشکیلات یا یک گروه را به خوبی مدیریت کنند؛ زن ها نمی توانند ایده بدهند و ایده شان را خودشان عملی کنند؛ اصلا وضع حاضر شبیه نسل مادرم و اصلا شبیه سیره ی زنان برتر آل رسول الله(ص) نیست؛ الآن به نظر مهمترین دغدغه ی دختران یا ازدواج است (که برای پسرها تنها برنامه ای کوتاه مدت در زندگی است)، یا آرایش، لباس و ...؛ افسردگی در بین زنان و دختران بیداد می کند؛ آنها خیلی فریب پسران را می خورند، و مدت زیادی از زندگی شان تباه می شود؛ و حتی زن ها ایرانی اکثریتشان در رابطه ی زناشویی لذت کافی نمی برند؛ و خیلی دیگر از این اتفاقات مزخرف و ناراحت کننده!؛
ولی باید بپذیرید که این ها انقدر به ما مرد ها ربطی ندارد؛ ما کارها و دغدغه های در الویت تری در زندگی هامان داریم و نمی توانیم برای حل مشکلات جنس دیگری تلاش کنیم، این وظیفه خود زن ها و دختر ها است که مشکلاتشان را حل کنند؛ و وضعیت حاضر هم معلول رفتار ها و ضعف های خود زنان است که در طول متن گریزی به آن ها زدم، ولی به ما ربطی ندارد!؛ خودتان، مادرانتان و ... این وضع را بوجود آوردید و ادامه اش می دهید و خودتان باید اوضاع را درست کنید. این مسئله حتی به احزاب و مسئولین مرد هم ربطی ندارد! و برای همین است که فقط برای زمان رای گیری از حقوق زنان می گویند! اصلا چرا وضع باید انقدر مفتضح باشد که درست کردنش بشود شعار انتخاباتی؟! خرابی وضع از سستی زنان است نه از فشارهای مردانه؛ و تا زمانی که زنان این سستی را بوسیله ی تربیت به دختران نسل بعد خود ارث می دهند، وضع همین گونه خواهد بود.