تبلیغات بسم الله؛
پیش نوشت.
می خواستم جریان متعه را پیگیری کنم، و با توصیه علی تائبی و محمدعزیزم، به نظرم بهتره توی یک جلسه حضوری قضیه را پیگیری کنیم، و یحتمل به دلیل علاقه ی وافر بهنام و بی تا عزیز به شکستن تابوی آمدن بچه حزب اللهی ها به کافه و تعامل با دوم خردادی ها، یحتمل جلسه را آنجا بگیریم، شاید خود همین آقای حائری که مطلب قبلی را نوشته است، و بواسطه ی محمدمهدی دکتر مطهری را هم بکشانیم به آن جلسه و یک دعوای حسابی با بزرگانمان بکنیم و به نقد بکشیمشان به خاطر وضعیت حاضر، البت فکر کنم دکتر رامین عزیز هم بدنیاید توی همچین جلسه ای باشد، که البته هنوز باهاشان موضوع را مطرح نکرده ام؛ ولی به نظرم بهتر است این موضوع را در بحث ها حل کنیم و بعد به وبلاگ بکشیم، چون وبلاگ سیال ذهن است و همچین مسائل جدی را به این راحتی نمی شود مطرح کرد در آن ها، مخصوصا که همین مسئله ی متعه نظر الآن من با نظر هفته ی پیشم زمین تا آسمان فرق می کند!
و الآن ترجیح می دهم با اوضاع حاضر امیرکبیر به این قضیه بپردازم.
نوشت.
دیشب داشتم با پدرم صحبت می کردم، پدر من خود هم در گزینش انقلاب فرهنگی و هم دانشجوی سابق دانشگاه علامه طباطبایی بوده است، و بگذریم که برای همین در دوران فوق لیسانس به همین عنوان توانست از شر میلگرد های عزیزان تحکیم وحشتی رها شود!!؛ ایشان معتقد بود که تمام اوضاع حاضر نتیجه توقف انقلاب فرهنگی و گزینش های ابتدای ورود به دانشگاه در زمان ریاست جمهوری خاتمی است، که موجب شد افرادی که در تامین مالیات و نه در تامین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران سهیم هستند، و بل عناصر نفوذی کمونیست ها و قشری دیگر نفوذی های صهیونیست ها هستند، و وقتی هم بعضا با هزینه ی بیت المال جمهوری اسلامی به خارج می روند بدون پرداخت هزینه های مصرف شده برایشان، می روند که دیگر بر نگردند، از امکان تحصیلات عالی رایگان و آن هم به جیب بیت المال جمهوری اسلامی بهره مند شوند!؛ و والله آیا حق است که شما با پول این مردم و بیت المال یک مشت اراذل را بفرستید دانشگاه که بعضی هایشان برای اینکه در تحکیم بمانند سال ها مردودی می گذرانند و هیچ کس هم نمی تواند بندازتشان بیرون؛ و بعد هم همین نمک نشناس ها بشوند خورنده ی جان جمهوری که چقدر برایش خون رفته است، و امنیت روانی مردم را مشوش کنند و از آن ور هم کمک کنند به دشمنان ایران و اسلام؛ و در عین حال به مقدسات اکثریت این مردم خرج تحصیل این نمک نشناس ها را می دهند توهین کنند!!!
آقایان مسئولین، یا پول تک تک این مردم را از این اراذل بگیرید، و گرنه ما مجبوریم خودمان انقلاب فرهنگی دوم را چه با اشغال دانشگاه ها و تعطیلی چند ماهه ی آن ها برای بررسی پرونده های دانشجویان راه بیاندازیم، یا تک تک این ملحد ها را با ماشین های بی پلاکی که در این تهران فت و فراوان است بفرستیم آن جایی که باید بروند، تا با هم کیشان خود در جهنم محشور شوند!
آقایان و خانم ها! والله انقلاب فرهنگی دوم لازم است!، من خیلی ها را می شناسم که با پول جمهوری رفته اند آن ور آب و به هیچ جایشان هم نیست که چه خرجی از بیت المال برایشان شده است!؛ الآن تنور داغ است برای راه انداختن این جریان، و اگر هم فضا کافی نیست، باید از امروز سازماندهی شده عمل کنیم، و موقعیت را برای یک جریان قوی تر که بتواند دانشگاه ها را اشغال کند و انقلاب فرهنگی دوم را به راه بیاندازد آماده کنیم!
پس نوشت.
از رجانیوز آپ می کنم، محمدمجیدی حسودیت بشه!
در همین رابطه.
+ اگر صهیونیست ها در ایران روزنامه منتشر می کردند... - دکتر محمد علی رامین
+ گزارش افشاگرانه از فتنه گری گروه های افراطی با دستمایه توهین به اهل بیت(ع) - رجانیوز
گه نوشت
(118)
شطحیات
(23)
حزب الله، امت واحده.
(30)
روز نوشت
(42)
سیاسی
(28)
علمی-پژوهشی
(8)
مهدویت
(0)
شخصی
(25)
فرهنگ
(6)
جامعه شناس فردا
(3)
کمی ادبی
(3)
ذهن موقت
(9)
موبلاگ
(11)
اقتصاد
(1)
سیاحت غرب
(0)
اینترنت و وبلاگستان
(44)
اسلام
(20)
صهیونیسم
(16)
عدالت
(0)
جهاد و استشهاد
(15)
در محضر قرآن
(1)
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
(11)