تبلیغات
گه نوشت ,
بسم الله الرحمن الرحیم؛
اول؛ آقا یک بنر گنده زده اند سر چهار راه محله ی ما که توش گنده هولوپی نوشته : «با حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی»؛ الآن دم دست نیست عکسش ولی می ذارمش روی وب.
دوم؛ این موضوعات زیر را بگذارید کنار هم:
آقای کروبی برای فوت آیت الله فاضل مراسم ختم می گیرند، مراسم ختم گرفتن برای فوت یک مرجع بزرگ در عرف حوزویون نشان از ورود به عرصه مرجعیت دارد!
در تبلیغات این مراسم در نشریات اصلاح طلب جماعت به مراسمی که توسط «آیت الله کروبی» برگزاری می شود دعوت شده بودند.
چند وقتی که وقت کمی هم نیست، آقای کروبی یا جدیدا آیت الله کروبی برای طلاب شهریه می دهد!
در ضمن یک سری هدایای فرهنگی هم در قم از طریق دفتر اعتماد ملی پخش می شود با مهر از طرف آیت الله کروبی (این آخری را اطمینان ندارم البته)
این یعنی چی؟ یعنی: آیت الله وارد می شود، آیت الله زورکی آیت الله می شود! البته ما که در حد سنجش مجتهد و مرجع بودن مردم نیستیم، ولی این رو خوب می دونیم که هنوز که هنوزه آیت الله صانعی توی لیست مراجع جامعه مدرسین نیستند!
سوم؛ دکتر رامین لطف کردند با من تماس گرفته بودند، نبودم بعدا با ایشان تماس گرفتم، ایشان بیشتر نگران اوضاع و احوال بچه های مجمع بود، ولی دو تا نکته ی مهم را مطرح کردند که به پیشنهاد علی که گفت بنویس می نویسم:
اولا گفتند که انرژی کم است، تعداد کم و وقت کم!، دشمن هم قوی؛ پس شما باید کار خودتان را بکنید، و انرژی را روی هدف اصلی بگذارید؛
این حرف دکتر الآن سیاست اصلی من است.
دوما بحث یک سری مدعیان ارتباط با امام زمان و برو بچه هاشان شد، من می گفتم آیت الله فلانی، شاگردش یا پسرش حجت الاسلام فلانی؛ یک جایی یک دفعه دکتر دعوایم کرد و گفت انقدر نگو آیت الله حجت الاسلام، اینا آیت الشیطانند، حجت الشیطانند ... و چه حق گفت! آنها که با مهدی آل محمد -عجل الله تعالی فرجه الشریف- سر ناسازگاری بگذارند ...
چهارم؛ سید پویان حسین پور هم رسما داماد شد، و الآن رفته ماه عسل! در ضمن آسید مادر گفت آدم تا مردم را دعوت نکرده خونش نمی تونه توقع کادو داشته باشه! یالا یالا کارت عروسی رو یالا! (البته این طور که بوش میاد نمی خواد عروسی بگیره، من نمی دونم این چه رسم جدیدیه بین بچه بسیجی ها داره رواج پیدا می کنه که عروسی نمی گیرن؟)
پنجم؛ این طور که بوش میاد کافه تیتر را نمی بندن!، توضیح اضافه هم لازم نیست، این طوری به کمک و یاری ما هم احتیاجی نیست؛ البت به نظر من امثال جاهایی مثل کافه تیتر و ... سوپاپ اطمینان های خوبی بری قشر خاصی از جامعه هستند ... هرچند که برای یکی مثل من فقط سرگرمی اند!
ششم؛ آقا شما ها جنبه ی شوخی ندارید؟ من توی پستم در حمایت از طرح سهمیه بندی دکتر احمدی نژاد به شوخی نوشته بودم: «حاجی برو جلو همه پشتتیم، از احمدی نژادی فاطمه رجبی ایش تا من قالی بافی سکولارش، خاطرت رو می خوایم، برو جلو فرمانده»؛ اینم از اون جهت گفتم که بعضی دوستان دوست دارند مارو حزب اللهی سکولار یا اسلام آمریکایی خطاب کنند و امثال احمدی نژاد را مصادره به مطلوب کنند، اون عبارت دهن کجی به این کنایه های دوستان بود در واقع، و گرنه یک کم فکر کنید اگر من سکولار بودم از اسلام اجتماعی می نوشتم؟ یا می ذاشتم عنوان وبلاگم استشهادی بمونه؟ یا ضد رادیو زمانه تو رجا پست می نوشتم؟ یا عضو هیئت موسس مجمع وبلاگ نویسان مسلمان بودم که از شرایط عضویتش اعتقاد به ولایت فقیه و اصول موضوعه قانون اساسی جمهوری اسلامی است؟
هفتم؛ به نظر من این روزنامه های حزب الله و تهران امروز هم مذبذبند و هم تکلیفشان با خودشان مشخص نیست و هم الکی خوشگلند! یعنی فقط صفحه آرایی خوشگلی دارند و متن های جالب و گرنه در چینش خبرها و پوشش اخبار هیچ سیاست خاصی دنبال نمی شود، حداقل به نسبت روزنامه های اصلاح طلب خیلی بی سیاستند این روزنامه های نورسیده ی خوشگل!
نوشته های اخیر
تعطیلی مغز نویسنده و نقل مکان...-
اوضاع خوبه، یعنی سعی می کنه خوب باشه!...-
دربابِ حضور مجمع و میهن بلاگ در الکامپ، و همچنین وبلاگی با عنوان وبلاگشهر!...-
صفحات وبلاگ