تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - پست های شهریور 1386

خوب دورتان زد عزیزان؟

1386/06/23 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :سیاسی ،

بسم الله؛
آقای بذرافکن، دکتر یامین پور، حضرت آقا حامد طالبی -مدظله العالی- و عالم شهرستان وبلاگستان -حفظه الله!-(لینک دادن به ایشون حرام اعلام شده)؛
وقتی می گفتیم مسخره می کردید، هشدار دادیم مسخره کردید!؛ علمای شهرستان هم که هرچی از دهنشان درآمد ایمیلی بارمان کردند که فلانی را نرنجانید که دارد به اسلام و مسلمین کمک می کند!
خوب دورتان زد؟ شماره ی آخر چلغوز را دیدید، که مثلا یک خاطره از هاشمی رفسنجانی است؛ در عکس زیر علامت گذاری کرده ام، قسمت اول که برخورد با آیت الله منتظری را زیر سوال می برد و می گذارد به حساب تاثیرات هاشمی و حاج سیداحمد آقای خمینی روی حضرت امام -ره-، در قسمت علامت گذاری شده ی دوم هم که گناه بازرگان را می شورد؛ در بخش سوم هم کنایه می زند به خواب شهید مطهری قبل از شهادتشان و ایشان را مسخره می کند. کافی نیست؟ باز هم می خواهید؟ اون عبارات مستهجن نقل از نوری زاده کافی نبود؟

آقای بذر افکن شما مثل سردبیر سایت مرکز اسنادی! حالا فرت فرت به چلغوز لینک دائم بدهید!
آقای حامد طالبی حالا بفرمایید با دادابیس (سردبیر و موسس چلغوز) گل بگید و گل بشنوید و با هم دیگه فحش بدهید به محمدمسیح و رضا مهدوی و به خیالتان متحد فرا ایدئولوژیک پیدا کرده اید؛ از آن ور هم که عالم بزرگ شهرستان (که البته ایشون کلا شوت تشریف دارن، از آقای خمینی گفتنشون مشخصه)،  ناراحت بشوند که چرا حسین درخشان را که الآن نادم شده است و دارد ضد اصلاح طلب ها کار می کند و به ما کمک می کند را نا امید می کند.

اگر این ها هم قانعتان نکرده است، لازم است عکس آقای دادابیس در یک پارتی را که در سایتشان گذاشته اند و ایشان را در حال ... ( از شدت قباحت عمل ، سانسور کردم ! ) نشان می دهد را لینک بدهم؟! حیف که فوتوشاپ دم دست نیست، وگرنه آن را هم قسمت شنیعش را مات می کردم خدمتتان تقدیم می نمودم شاید افاقه کند!

آقای حامد طالبی، باشد محمدمسیح و رفقایش همه منافق، ضد سنّی، ضد حماس، ضد اتحاد اسلامی و کوفت و زهرمار، ولی خدا وکیلی در انتخاب متحدان جدیدتان محتاط باشید!
آقای عالم شهرستان هم کلا شوت می زنند، هزارتا پست هم درشان افاقه نمی کند، اجالتا کمک کنید ایشان ولایت فقیهی امام خامنه ای را بپذیرند تا بعد ...

پی نوشت.
قابل توجه برادر ابوذر!

   


معتادیم!

1386/06/23 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :گه نوشت ،

بسم الله.

74%How Addicted to Blogging Are You?

Mingle2 - Free Dating Site

این تست می گوید من ۷۴ درصد به وبلاگ معتاد هستم آن هم در حالی که یک ماه از کامپیوتر ندارم. اون موقع که داشتم ازم می پرسید یحتمل ۱۰۰ درصد بودم.

   


بسم الله الرحمن الرحیم

پیش نوشت.
پیشاپیش اعلام می شود این نوشته برای بالای 18 سال است، و در ضمن جوجه هایی که تا به حال مثنوی نخوانده اند، بعدش نیایند بگویند بروم عفت کلام را از حضرت مولانا یاد بگیریم که حضرتش خیلی بدتر است! (آره جوجه جون.)

نوشت.

1.

مطلع شدیم که خانم فرناز سیفی چندیست برای کاسه لیسی الیزابت چنی و خوش رقصی برای صهیونیستی های حزب سبز در بنیاد دخترک هلند، به کشو مذکور ترک وطن کرده اند و در خیابان RedLights آمستردام* مستقر شده اند که به هر حال برای تامین هزینه های بالای سکونت در بلاد کفر به روش های جدیدتری نسبت به گریبان دری و حنجره آزاری در پارک دانشجو نیاز است.


همچنین با اخبار رسیده از منابع موثق (که خیلی دلشان می خواست نامشان فاش شود.) در مورد قصد خانم پرستو دوکوهکی برای عزیمت به بریتانیا ذکر چند نکته لازم است:


الف، پارسال در همین ایام مطلبی نوشتم درباره ی فرناز سیفی که آن سکوت و مفقود شدن کاذب فرناز سیفی پس از جریان میدان هفت تیر فمنیست ها کاملا صوری و برای مظلوم نمایی کاذب است؛ که آن نوشته با برخوردی بی ادبانه و چارواداری از سوی مریم میرزا و بعد هم درخواست های با واسطه ی او (میرزا > جلال افشار > امید محدث > محمد صالح مفتاح > من) برای پاک کردن مطلب فوق و مطالب بعد از آن درباره ی رفتار های توهین آمیز و انتشار چت مستهجنش، مواجه شد. که دلیل این رفتارها را می شد در ذکر من از تلاش های کاذب سیفی تنها برای گرفتنم اقامت و پناهندگی خارج کشو جستجو کرد که از نظر مربوط بود که ...


ب، در جلسه ای با حضور محمدصالح مفتاح، مریم میرزا، امید محدث و ...، که آن طور که یادمه در نزدیکی همان ایام برگزار شده بود، میرزا تاکید کرده بود که فرناز سیفی را جزو ما حساب نکنید که او همه ی تلاش ها را برای گرفتن پناهندگی خارجی انجام می دهد. در همان ایام بین جریان فمنیستی و دو طیف متمایل به صنم دولت شاهی و فرناز سیفی اختلاف افتاده بود. در عین حال بچه های حزب مشارکت، سعی می کردند فاصله شان را با فمنیست ها حفظ کنند و غیر مستقیم از ایشان برائت بجویند؛ ولی چون بچه های مشارکت به خاطر وضع آن زمان نمی توانستند همچون مطالبی را علنی اعلام کنند قرار شد من آن مطالب را اعلام کنم، چون بیشتر درگیری با فمنیست ها آن زمان از طرف ما بود؛ ولی چون در همان ایام زنگ مرگ جریان فمنیستی به صدار در آمده بود و فمنیست ها به هر دری می زدند تا خودشان را متحد نشان دهند، میرزا برای جبران یا به قولی انکار حرف هایی که دربارهی سیفی و دیگران زده بود به آن نوشته ی من حمله کرد و البته اعوان و انصارش هم پشت سرش ...


ج، در ضمن تاکید می کنم که این عزیمت های آبجی های فمنیست به هلند و ایالات متحده اصلا ربطی به آن تور اروپای کذایی برگزار شده برای روزنامه نگاران اصلاح طلب توسط موسسه ی تحت کنترل الیزابت چنی (دختر دیک چنی) ندارد ها!!! اصلا هم کسی فکر نکند پرستو دوکوهکی ربطی به اون تور داشته!


د، و البته در آخر می ماند پاسخ خواهی از شیخ اصلاحات، آیت الله کروبی، درباره دلیل سپردن روزنامه ی اعتماد ملی دست این جماعت که من هرچی فکر می کنم ارتباطی بین ایشان و سیاست و تفکر ادعایی آیت الله کروبی نمی بینم!

2.

روزی در وبلاگِ «شهرستان ما» خواندم که گیر داده بود به رفتار سوء حامدطالبی درباره ی توهینش به رضا مهدوی و نوشته بود : «طالبی رسما به ملاک مسلمانی و نامسلمانی تبدیل شد(+)» و مخصوصا از آنجا که خودم هم همین مشکل را با تهمت ها و تندروی های حامد طالبی داشتم، و از قضا جریان رضا مهدوی (که از دوستان صمیمی ام است) و شامورتی بازی حامد طالبی خبر داشتم، خوشحال شدم که با عجب آدم با شعوری مواجه شده ایم، و مشتاق بودیم که با نویسنده ی شهرستان وبلاگ فوق دوست شویم، مخصوصا که خودمان از مدعیان عرصه ی جهاد شهرستانیستی بودیم.


ولی این چند وقت با چند فتوای جدید از این عالم شهرستان (که علاقه زیادی به خطاب کردن امام خمینی و امام خامنه ای با عناوین آقای خمینی و آقای خامنه ای دارد) مواجه شدیم که نمونه ای از آن در وبلاگشان این گونه است که می فرمایند: «اما تازه گی ها متوجه چیزهای تازه ای شده ام که فکر کردم شاید دانستنش برای شما هم جالب باشد؛ همین تازه گی کشف کرده ام که مسلمانی معانی و مجوزات تازه ای دارد که روح ما هم از آنها بی خبر است. تازه گی ها دستگیرم شده است که بعضی آدمها هستند که با اینکه ادعای مسلمانی شان سقف فلک را می شکافد هیچ ابایی از سوء استفاده از انتشار مطالب و ارتباطات خصوصی ندارند. در نوع خودش کشف جالبی است نه؟ پس مواظب باشید! هر حرفی را به هر کسی نزنید و با باز شدن باب دوستی صرف، به هر کسی اعتماد نکنید. البته بیشتر از همه منظورم بچه های "مـوم" است.»؛ در جایی دیگر با ایمیلی به بعضی دوستان فرموده اند: «اما به تو اطمینان می دهم در قیامت از کسی نمی پرسند آیا طبق قانون خودت رفتار کردی یا نه؟ می پرسند آیا طبق قانون "ما" رفتار کردی یا نه؟ نمی خواستم این را بگویم اما اگر کسی را  دیدی که در فاصله 20 سانتی مثل آب خوردن چشم در چشم نامحرم می شود و یا با صدای بلند از خوشگل یا زشت بودن فلان دختر حرف می زند نمی توانی اسمش را مسلمان بگذاری و دیگر نمی توانی توجیه اش کنی» (البته در آنجا ذکر نشده ایشون همچین اتفاق مستهجنی را در کجا دیدزده اند ولی مهم این است که غیبت و تهمت گناه کبیره است و نگاه آن هم در صورت ریبه گناه صغیره. انشاالله با قانون خودشان از ایشان سوال کنند!)؛ (با در نظر نگرفتن تهمت پراکنی های آخوند شهرستان وبلاگستان) ضمن تبریک به علما برای اضافه شدن موارد جدید به اصول دین و آرزوی توفیقات بیشتر در پویایی فقه شیعی و اسلام ناب، باید بگویم که بسیار متاسفم! این تاسف نه از جهت قرار گرفتن در وسط هدف حملات علمای شهرستانیست بل از این جهت است که در خودم متوجه ضعف قوه ی سنجش شعور دیگران شده ام! که این فرد را با شعور پنداشته بودم. (گویا شعور ایشان بنابر یک بام و دوهوایی تغییر موقعیت می دهد.)


در ضمن در این مورد اصلا یاد کتاب «مزرعه حیوانات» جورج ارول نیافتادم که پس از فتح مزرعه روی تخته ی حیوانات نوشته بودند: «همه ی حیوانات برابرند ولی خوک ها برابر ترند!!»


البته پیشاپیش و پساپس اتحاد دوباره ی علمای قم و تهران را در راستای سرکوب افکار ناپیرو تبریک عرض نموده و به علمای تهران پیش نهاد می نماییم برای تقویت عضلات سرکوب گر خود حتما از محصولات لبنی «دتود» استفاده کنند که صد البته که در رشد قد و اندازه ی علمایی ایشان هم موثر خواهد بود.

بار آرزوی توفیق روز افزون برای دکتر احمدی نژاد، تیم الاغ های بالدار، مجاهدان نستوه سپاه کردستان، بچه پاسدارهای زورگو، بچه آخوندهای پر رو و سردار سرفراز وبلاگستان نویسنده ی وبلاگ همیشه پیروز کلاشنیکف دیجیتال حضرت حضرتش احمد سیف الاسلام!!

پاورقی.
*
خیابان Redlights آمستردام، در واقع خیابان فحشای آمستردام هلند است، در این خیابان روسپی ها پشت پنجره ها با لباس هایی محرک می نشینند، روزنامه شان را می خوانند، سیگارشان را می کشند و اگر ره گذر، توریست یا ... از ایشان خوشش آمد در می زند یا بای بای می کند و خانم مذکور پنجره را باز می کند و قیمت را می گوید و در صورتی که توافق شد، آقا وارد می شوند و [سانسور!]. عکس از ردلایتز زیاد داشتم که از نظر خودم مشکلی نداشت ولی ترسیدم باز دوستان گیر بدهند عکس فوق پاکیزه ترینشان بود که در عین کمبود موارد حق مطلب را هم ادا می کرد.
در ضمن در هلند استفاده از مواد مخدر، سقط جنین، کشتن افرادی که به بیماریهای مهلک دچارند (بنا به درخواست خود یا اقوام درجه یک آنها) و همجنس بازی؛ حالا علاقه ی دوستان به هلند مشخص تر است!

در همین رابطه.
+ هلند بدو جا نمونی

   


بسم الله؛

یک از خدا بی خبری آی دی nextmartyrblog من را دیلیت کرده، و آی دی mimmasihmim ام را هم مثل اینکه دیلیت کرده یا تغییر پسورد داده و دزدیده؛ خواستم دوستان مطلع باشند و هر چیزی از این آی دی ها بهشان رسید را از طرف خودم تکذیب کنم.
خدا هدایتشون کنه، حداقل بعضی ها که دفعه قبل تو ایمیل من سرکشی کرده بودند ایمیلم را نقاپیده بودند، ولی این یکی ...
در ضمن برای ایمیل masih.mahdavi@gmail.com ام هم درخواست پسورد داده که به ایمیل اصلی ام لینک تاییدش اومده، که خوب هنوز چک نکردم که ایمیلم دزدیده شده یا نه.

   


از نو ...

1386/06/16 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :حزب الله، امت واحده. ،

بسم الله؛

این شقایق سینه سرخی شد و رفت
مرد عاشق سینه سرخی شد و رفت
...

پی نوشت.
زین بعد از جهتی دیگر سبز می نویسم.

   


به رنگ غم ...

1386/06/11 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :شطحیات ،

بسم الله الرحمن الرحیم


یك جایی همین حوالی، من،‌ نقاشی، غم؛ تو.

***

من گمان می كردم
دوستی همچون سروی سر سبز،
چهار فصلش همه آراستگی است

        من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست.
 
        من چه می دانستم
سبزه پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی

        من چه می دانستم، دل هر كس دل نیست
قلبها صیقلی از آهن و سنگ
                قلب ها بی خبر از عاطفه اند،

سخن از مهر من و جور تو نیست، سخن از
متلاشی شدن دوستی است.
        و عبث بودن پندار سرور آور مهر ...

حمید مصدق

***

والسلام

پی نوشت.
آقای محترم! برادر عزیز! بنده نه از آرمانم بریده ام نه از آن چیزهایی كه به آنها اعتقاد داشتم؛‌ فقط می خواهم كمی شرتان از سرم كم شود،‌ اول و آخر همه ی این كارها هم همین هاست، من را توی بازی كثیف، وسوسه های دل های پر كینه و حسادت های بی حدتان قاطی نكنید؛ ما خیلی وقت است كه زمین بازی شما را ترك كرده ایم،‌ همه اش برای شما ... فقط یك رهگذر را توی بازی تان قاطی نكنید؛ همین.

   



آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :