تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - پست های آذر 1386

بسم الله.

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل است، دلیل هم تعطیلی کامل مغز نویسنده است؛
یک نگاهی به روند چند ماهه ی وبلاگ می اندازم، کامل دستم می آید که زرد شده ام!؛ نه اینکه لزوما چیزی برای گفتن نداشته باشم،  ولی خوب شما از یک فرصت نیم تا یک ساعته ی در کافی نت بعد از امتحان چه انتظاری دارید؟ می خواهید ییهو یک پست بلند بالای سنگین بزنم؟ تا الآنش هم به خاطر اعتقاد به اینکه وبلاگ مثل مرده می مونه که نباس رو زمین بمونه، در حیات گیاهی ابلهانه ای نگاهش داشتم؛ زین بعد می فرستیمش توی استخر نیتروژن تا به موقعش با پیشرفت علم (!) باز پروری اش کنیم!
و بزودی نویسنده و رفقایش بصورت فله ای و گروهی در این جا خواهند نوشت:

http://blog.aonline.ir

والسلام

   


بسم الله؛
1.
محمدمسیح م.ی. هستم، 18 سال دارم؛ سه هفته است که پاک پاکم!
(صدای تشویق باقی معاتید حاضر در جلسه انجمن پاکِ ستان!)

- در همین جا لازم است از مامانمینا، آبجینمینا و آن خانم محترم در راستای تلاش هایشان برای ترک اعتیاد اینجانب تشکر کنم!

(تشویق معاتید پاک شده)

- ضمنا از پدر گرامی جهت تعمیر دوچرخه ی اینجانب و فراهم کردن تفریحات سالم برای خود نیز! (است.)

(تشویق دوباره معاتید پاک شده)
...

2.
آقا اصلا نمی دونید چه فضایی داره! هر دو هفته یک بار از خونه میای بیرون، دو هفته است که روزنامه نخوانده ای، دو هفته است  چشمت به تلویزیون نیافتاده (عهد کردم شبکه های تلویزیونی رو نبینم)، و حالا اومدی تو دنیایی که دو هفته ازش بی خبر بودی، لذتی داره آقا!
و در این مدت دو هفته، فقط با همشهری جوان، سی دی های کارتونت و آب دادن باغچه سرت گرم می شه؛ و تازه اینجاست که مزه ی یک کارتون خوشمزه را حس می کنی! مثل مزه ی ژله می مونه!
ولی «هیچکس» راس می گه، این شهر همه چیزش باعث تحریکه! وقت تو خونه بمونی اینو قشنگ حس می کنی، راحت و سرخوش؛ آره دقیقا همینه، سرخوش!

3.
فعلا زیر هزارم، با تراز بالای 6500؛ می تونم قول بدم که امتحان بعدی میام دوروبره6900، شایدم بالای 7000، البته امید وارم.

4.
از همین جا نوعروس و نوداماد عزیز را خطاب قرار می دهم؛ یا حق السکوت من رو بدید یا داد می زنم ها! در ضمن من باس ساق دوش بشم، اصلا به من ربطی نداره رسم و رسوم چیه، تا الآن سه نفر منو تو ساق دوشی پیچوندن، با سه تاشون هم قهر کردم سر این جریان!
من اصلا هیچی نمی فهمم، اصلا می خواین یک مقام «ساق دوش اضافه» درست کنید که سه تا ساق دوش داشته باشه داماد، تا من بشم سومیش، نمی دونم، هر کاری می خواین بکنین، ولی من باس ساق دوش باشم، اصلا اگه نشم، با لباس عشایری و بیل و استمبولی به دست میام تو مراسم عروسی!

5.
واقعا چی می شد ما مسلمونا وظیفه ی بچه دار شدن و درست تربیت کردن بچه را نداشتیم؟ اون موقع راحت با هر کی می خواستیم می تونستیم ازدواج کنیم، یا اصلا ازدواج نکنیم، حال دنیا رو ببریم! فکرشو بکن!
ولی این طوری موقع انتخاب، بیشتر از اینکه به خودت فکر کنی، باس به اینکه چه کسی مادر خوبی واسه بچه هات می شه فکر کنی! یا حتی تو زندگیت هم همش نگران این هستی که این کار در آینده در بچه ای که بدنیا میاد موثره، این طور کنی بچه اوسکول می شه، اون طور کنی بچه مومن بهت نمی ده خدا، ای طور کنی ...
اصلا نمی دونم با این لیست بیست نفره چی کنم!؟، از همشونم حالم بهم می خوره! اگه مامان به اینا می گه خوشگل، پس حتما منم داداش دوقولوی نیکل کیدمن یا مونیکا بلوچی ام! نیستم؟

6.
اوضاع خوبه، یعنی سعی می کنه خوب باشه، یا من سعی می کنم فکر کنم که خوبه، اوضاع درست می شه، آره فکر کنم همین طوره.

   



آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :