بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

چکیده ی 90 ثانیه ای.

پست حاضر هم مقاله ی برادر علی غزلی است در کیهان، توصیه کرد روی وب لاگ بگذارمش. حرف آخرش سر بانک های خصوصی و توطئه پشت پرده ی آن هاست، من که زیاد اقتصاد سرم نمی شود، ولی برداشت درست از متن این است که حتی اگر توسعه ی بانک های خصوصی درست باشد، این امکان الآن تن ها در دست گروهی (همان کارگزارانی های سرمایه دار خودمان) است که به نظریه ی اقتصاد اسلامی پایبندی درستی ندارند.

مطلب.

[...] این گروه برای ابقای خود و ادامه مسیر كه همان ناكار آمد جلوه دادن بانكداری دولتی و ایجاد بهانه برای قدرت بخشیدن بیشتر به بانكداری خصوصی است و چند سال پیش بانك های خصوصی به همین بهانه تأسیس شد تلاش برابقا دارد كه باید جلوی آن را با قدرت و سرعت گرفت. امید آنكه ریاست محترم جمهور با انتخاب وزیری شایسته در جهت تغییر مدیران بانكی از نیروهایی استفاده نماید كه فقط وامدار اسلام و ملت باشند نه سرمایه داران [...]

بانك همواره در نظام اقتصادی جهان از نقش حائز اهمیتی برخوردار بوده و در طول تاریخ معاصر نظر خاص مستعمران را به خود جلب نموده تا جاییكه كشورهایی مانند انگلستان و روسیه و فرانسه در تأسیس این سازمان اقتصادی در كشورهای تحت استعمارشان از یكدیگر پیشی می گرفتند. اهمیت این سازمان تا به آنجاست كه بیش از صدسال پیش از سیدجمال الدین اسدآبادی با دستاوردهای آن آشنا شد فریاد «البانك ما البانك و ما ادرئك ما البانك» سرداد. این در زمانی بود كه بانك وسعت كنونی را نداشت و درصد تأثیرگذاریش در مسائل مختلف پیرامون جامعه به مراتب از امروز كمتر بود. ولی سیدجمال الدین از تأثیر بانك بر جامعه چه دیده بود كه این تعبیر را برای آن آورده جای بسی تأمل دارد!
صحبت از اهمیت این پدیده در قرن معاصر بسیار گسترده است، اما آنچه اكنون برای ما اهمیت دارد نقش این بخش اقتصادی در كشورمان، خصوصاً از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است كه تحول ساختاری در نظام اقتصادی ایجاد و سعی بر اصلاح نظام بانكی با استفاده از احكام اسلامی شده است، دشمن كه پس از پیروزی انقلاب پایگاه خود در خاورمیانه را از دست رفته می دید و شاهد جمع شدن بساط سلطه چند ساله اش بود شدیداً به تكاپو افتاد تا بتواند خاطرات شیرین گذشته را تكرار و تداوم بخشد و از این رو دست به اعمال گوناگونی زد كه از آن جمله می توان به ارایه طرح كودتا كه چندین بار با ناكامی روبرو شد تا ایجاد گروه های معاند را نام برد. كه تماماً با هوشیاری مردم و رهبری روشنگر مرجعیت شیعه حضرت امام خمینی نقش بر آب شد، لذا با پی بردن به این مطلب كه با اعمال زور راهی از پیش نمی برد به گونه ای در راه عناد با جمهوری اسلامی استراتژی تازه ای را آغاز كرد و آن نفوذ در حاكمیت نظام و خصوصاً در لایه های زیرین آن بود تا بتواند بدون جلب توجه یك ساختار اداری و سیاسی قوی برای خود بسازد و هجومی خاموش را آغاز كند؛ همانگونه كه اشاره شد بانك ها كه از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند در راه این هجوم از اولویت خاصی برخوردار شدند و به همین خاطر ناكارآمد ساختن نظام بانكی در دستور كار قرارگرفت تا آنجا كه در اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی چندین سند وجود دارد كه به طرح ریزی این هدف توسط آمریكا اشاره می كند. برای مثال در سند شماره 110 این مجموعه تحت عنوان مجموعه افشاگری ها به گزارشی برمی خوریم كه خبر از دیدار سولیوان سفیر وقت آمریكا در ایران با یكی از مدیران بانك ها می دهد كه در آن دیدار فلج كردن فعالیت های بانك و شناسایی و جایگزینی افرادی كه فعالیت بانك را فلج كرده اند به جای هر كسی كه باید اخراج شود توسط سولیوان توصیه می شود.
نگاهی به سیستم مدیریتی بانك ها در سالهای گذشته نشان دهنده آن است كه این سیستم گردش مدیریتی ثابتی در خود داشته است و به قول معروف مدیران كلاه به كلاه شده اند. هر زمان ناكارآمدی مدیری مشهور شده یا مدیریتش یكنواخت گشته جایش با مدیردیگری عوض شده است.
این سیستم مدیریتی به گفته كارشناسان یكی از بزرگترین عوامل ایجاد ناكارآمدی در نظام بانكداری كشور بوده است، ولی آنچه در اینجا مورد توجه است اینكه با وجود این ناكارآمدی و مشهود شدن ضعف مدیریت بانكها در سالهای گذشته حتی در زمانهایی كه دولت تغییر كرده و رویه اقتصادی كشور نیز به تبع آن تغییر نموده است، باز شاهد ابقای آن مدیران بوده ایم.
این گروه برای ابقای خود و ادامه مسیر كه همان ناكار آمد جلوه دادن بانكداری دولتی و ایجاد بهانه برای قدرت بخشیدن بیشتر به بانكداری خصوصی است و چند سال پیش بانك های خصوصی به همین بهانه تأسیس شد تلاش برابقا دارد كه باید جلوی آن را با قدرت و سرعت گرفت. امید آنكه ریاست محترم جمهور با انتخاب وزیری شایسته در جهت تغییر مدیران بانكی از نیروهایی استفاده نماید كه فقط وامدار اسلام و ملت باشند نه سرمایه داران.

والسلام