تبلیغات
یهودا، حواری رانده شده - پست های صهیونیسم

همایش پوریم

1385/12/25 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله؛
این پست را در مسلم فروم زدم، هر کس خواست بیاید این جا در گفتگو شرکت کند:

بسم الله؛
الآن با این فیلم سیصد کل مراکز فرهنگی ایران بسیج شده اند برای تقدیس خشایارشاه؛ از آن ور با تقویم دوازده ماهه ی پارسی 13 فروردین سالگرد پوریم است؛ زین جهت با رفقا گفتیم بد نیست برای یک همایش بزرگ در مورد پوریم برنامه ریزی کنیم، قرار شد من اینجا ایده اولیه را مطرح کنم و هر کس ایده ای دارد یا کاری می تواند بکند بگوید (دبیر همایش هم نداریم، می تویند برای ریاست هم اعلام آمادگی کنید!)؛ پس دست بکار بشید و ایده بدید.
در مورد پوریم هم اگر کسی نمی داند: «کلیت جریان در مورد این است، که پس از انزوای ملکه وشتیِ خشایار شاه، استر دختری یهودی ملکه می شود، و آخر داستان به این می کشد که استر فرمان قتل هامان وزیر ایرانی را می دهد، و 77هزار ایرانی (از هر یازده نفر یک نفر) قتل عام می شوند بجرم مخالفت با یهودی های بیگانه! (از این جهت بیگانه که ایرانی نیستند این یهودی ها، و در اصل همون جماعتی هستند که کوروش نجاتشون داده و این طور نمک دون شکستند)؛ حالا یهودی ها هر سال در سالگرد این روز در تقویم 13ماهه ی عبری بزرگترین کارناوال ها را برگزاری می کنند و این بزرگترین عید اسرائیل است!»

برای اطلاعات بیشتر:
+ ملکه وشتی و استر
+ شرح کامل ماجرای پوریم

   


بسم الله؛
من عضو خبرنامه یک هفته نامه اسرائیلی هستم که قبلا هم اینجا معرفی اش کرده بودم، هفته نامه اسرائیل اینسایدر؛
این خبرنامه علاوه بر نوشته های نشریه، هر چند وقت یک بار یک سری ایمیل جمعی می زنه برای هدایت افراد به پایگاه هایی خاص مثل کمک به فقرا یا ایتام اسرائیلی و از این دست چیزها؛ ولی این دفعه در سالگرد جشن پوریم یهودیان، یک ایمیل برای امضا کردن یک پتیشین فرستاده؛ پوریم که تقریبا یک چیزی تو مایه های عید نوروز ما با برگزرای با شکوه تر و کارناوال های بزرگتر است که به مناسبت کشتن 75 هزار ایرانی و وزیر پارسی هامان هرساله در جمع های یهودی و در اسرائیل به صورت رسمی برگزار می شه؛ در این مورد در نشریه آرمانشهر که امشب اگر ایلیا بد قولی نکنه حتما درمیاد، نوشته شده؛

اون پتیشینی که گفتم یک متن خیلی جالب روش داره؛ که اگر شما از جریان واقعه پوریم با خبر باشید از این متن به شدت حس غرور خواهید کرد، متنی که در پی آورده ام متنی است که سایت برای معرفی اش توسط شما به دوستانتان روی آن قرار داده است:

باتوجه به اخباری که در ایران است و جشن پوریم که در ایران برگزار میشود من معتقدم به نوعی شباهت بین داستان پوریم و بحران گسترش یافته در ایران ایران پرشیای مدرن است و رئیس جمهور احمدی نژاد به نظر میرسد همان هامان باشد:

  • ایران دولتی حامی تروریست است که اسلحه های حزب الله علیه اسرائیل را فراهم میکند.

  • رئیس جمهور احمدی نژاد به طور علنی هولوکاست را رد کرده و همچنین از آن وحشتناک تر فراخوانی برای از بین بردن اسرائیل داده است.

  • ایران به دنبال دستیابی به قابلیت هسته ای است یک نقطه کلیدی برای رسیدن به سلاحهای اتمی.

با رئیس و کنگره جدید سازمان ملل ما باید مطئن شویم که هر رئیس جدید- و یا حتی اعضای قدیمی- آنها میدانند شما از هرگونه قانون اقتصادی و سیاسی علیه ایران مادامی که آرامش را در خاورمیانه به هم میزنند حمایت میکنید.

برای حمایت از تحریم اقتصادی و سیاسی علیه ایران اینجا را امضا کنید

در پوریم ما به ملکه استر قهرمان کسی که جرات فائق آمدن بر دشمنانی که قصد از بین بردن یهودیان در ایران را داشتند افتخار میکنیم.امروزه احمدی نژاد رئیس ایران جدید مبارزه جدیدی را با یهود شروع کرده که باید رهبران ما جلوی آن را بگیرند.
ما با هم میتوانیم جلوی هامان ایران جدید را گرفته و صلح را به خاورمیانه برگردانیم.

   


بسم الله الرحمن الرحیم؛
یادم هست وقتی که اسرائیل غزه را تخلیه می کرد گفته بودم که همچین اتفاقاتی خواهد افتاد، فکر می کنم دوباره خواندن آن پیش بینی ها خالی از لطف نباشد، برای 3 شهریور 84 است، این لینکش در وبلاگم، این هم لینکش در لوح.

   


جنگ جوی بزرگ!!!

1385/04/2 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم
[...] این صدایی بود كه آقا فیله قبل از ورود به خونه اش شنید و باعث شد از ترس وارد خونه اش نشه ... نمیدونم كارتونش رو یادتونه یا نه ؟ بالاخره همه حیوونا جمع میشن كه خونه آقا فیله رو پس بگیرن اما یكی یكی با شنیدن صدا میترسن و فرار میكنن [...]

[یاس دیافه]
[http://www.dyafeh.com/Post-25.aspx]

با ایشان چه باید کرد؟!

   


خاخام های حجتیه ای

1385/01/1 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم
پیش نوشت.

متن پیشرو را شبی که از جلسه ی نتوریا کارتای فارغ شدم نوشته ام، عموما اولین تحلیل هایی است که در همان اوقات به ذهنم رسید؛ یقینا نیاز به نقد دارد و بشدت از دوستان می خواهم که نقدش کنند، البته احتمالا برای کامل شدن اطلاعاتم یکمی باید زحمت خوندن متون انگلیسی سایت نتوریا کارتای را بپذیرم و احتمالا سوالاتم و این مطلبم را برایشان بفرستم.

[...] 10 دقیقه به دو رضا با موتور می آید دنبالم سریع خودمان را می رسانیم به دانشگاه تهران، دانشکده ی فنی، داخل تالار چمران که می شویم یه شیب شدید جلوی مان است که کلی دانشجو روی صندلی های آن نشسته اند، به حدی که خیی مجبورند بایستند و صندلی گیرشان نمی آید، ...، پایین شیب چند مرد ریش بلند با کلاهها و لیاس های تمام مشکی نشسته اند، سه تایشان پیرمردند، پیرترین قرد بعد از شروع برنامه صحبت را آغاز می کند [...]

3 قبل از خواندن مطلب زیر لازم است از شرح جلسه ی سخنرانی خاخام های "نتوریا کارتای"، و مطالب مطرح در این جلسه اطلاع داشته باشید.

+ متن سخنرانی در شرق
+ گزارش تصویری دیدار خاخام های یهود با دانشجویان دانشگاه تهران؛ مبارزین
+ گزارش تصویری نشست مطبوعاتی خاخام های ضد صهیونیسم؛ مبارزین
+ نشست مطبوعاتی خاخام های یهود در تهران؛ مبارزین
+ گزارش کنفرانس رسانه ای نتوریا کارتای؛ فارس نیوز
+ یهودیان ضد صهیونیست جهان از مواضع احمدی نژاد حمایت می‌كنند
+ خاخام فریدمن: صهیونیست‌ها خطرناك‌ترین فرقه قرن 21 هستند

+ روایت وبلاگ انگلیسی سمیرا از جلسه ی نتوریا کارتای
+ وب سایت "نتوریا کارتای"
+ جستجو در گوگل


جبری؛
مسئله ای که در مورد سخنان خاخام کوهن خیلی ذهنم را مشغول کرده بود عقائد جبری ایشان بود که برای مثال در قسمتی از صحبت هایشان می گویند:

"دو دلیل بری این مخالفت وجود داشته است ، یکی در جوهره و دیگری در عمل . مخالفت جوهری در این دیدگاه صهیونیسم ریشه دارد که ایشان عقیده دارند تبعید یهود به دلیل ملاحظات دنیوی بوده است ، یعنی عدم توانایی فیزیکی یهود در پس گرفتن سرزمین خود به وسیله استفاده از زور . در این دیدگاه تنها هدف تاریخ یهود بنیان گذاری دولتی مادی و ملی گرا می باشد ، عقاید موروثی و سنتی به تبعید به عنوان تنبیهی از بری یک گناه می نگریست ، بدون آن که این ضعف دنیوی را با آن ممزوج نموده و بیافزاید . به همین شکل ، عقاید سنتی رهایی غایی قوم یهود و در حقیقت تمامی بشریت را به نیروهی معنوی ، مانند نیایش ، توبه ، اعمال صالح و مطالعه کتب مقدس ، مربوط می داند . این کوشش ها به دوران ماشیح رهنمون خواهد گردید ، هنگامه ی که تمامی بشریت نهایتاً و بگونه ی ناگهانی از ظلم آزاد گردیده و به اتفاق یکدیگر و با مسرت به پرستش خداوند در خواهند آمد . بنابراین سصهیونیسم نهایت کفر بوده و حکومت پروردگار بر امور بشری را انکار می نمود . تقریباٌ تمامی صهیونیسم ها به لحاظ عمل غیر مذهبی بوده اند ، بنابراین هدف این جنبش و موفقیت متعاقب آن سبب گردید تا تعالیم و انجام دستورات تورات مقدس به شکلی گسترده مردود گردد."

این عقائد تناقضات عقلی دارد و نوعی جبر را وارد می کند که با اختیار بشر تناقض دارد و آدم را یاد عقائد آخرالزمانی حجتیه ای ها در مورد قیام آخر الزمان اسلامی می اندازد؛ با توجه به این که این مسائل با جبر و اختیار انسان منافات دارد شخصا اگر یهودی بودم هیچ وقت از نتورا کارتای حمایت نمی کردم، مخصوصا وقتی این عقائد عجیب جلوه می کند که خداوند یهودیان بسیار خدای ضعیقی تعریف می شود و این فروتنی جدید در برابر این خدا که روزی با اسرائیل کشتی گرفته است بسیار عجیب است!
تضاد با قطعیات یهود؛ در جای دیگر می گوید :

"به علاوه به تمام طهودیان معتقد به تورات فرمان داده شده است که با همسایگان غیر یهودی خود در صلح و آرامش زندگی کنند و ایشان نیز همیشه سعی در انجام این عمل داشته اند ، همچنین تورات از ایشان خواسته است تا در هر سرزمینی که مسکن گزیده اند شهروندانی وفادار باشند ، و بری قرن ها در کشور هی اسلامی به این موضوع عمل می شد ، جائیکه با یهودیان به احترام و با صلح وصفا رفتار می گردید .
تنها ماموریت ما به عنوان یک قوم آنست که در خدمت باری تعالی باشیم . از درگیری با دیگر اقوام بایستی به هر قیمت جلوگیری شود . این ضرورت به ویژه در مورد قومی که در تبعید به سر می برند حقیقت دارد . بری قومی که تورات به ایشان فرموده است تا وضعیت خود را به عنوان یک ملت در تبعید با فروتنی بپذیرند ، تجاوز به دیگران پاسخی ناشایست می باشد . صهیونیست ها بری آنکه کنترل سرزمین مقدس را از دست مردم فلسطین در آورده و غضب کنند نخست بر انگلیسی ها و بعد ها بر دیگر دول فشار می آوردند و صحنه ی بود که یهودیان مومن و معتقد به تورات با ترس و وحشت آن را به مشاهده نشسته بودند . حملات ویژه صهیونیست ها به مردم فلسطین داری اشکال بسیار زیادی ، از مهاجرت انبوه گرفته تا درگیری مسلحانه ، بود . یهودیان ضد صهیونیست با تمامی این اقدامات و اعمال مخالفت می ورزیدند.
"

با این سخنان در صورت نداشتن اطلاع و پیش زمینه قبلی تصور می شود که این یهودیان انسان های صلح طلب و تعلیمات یهودیت تحریف شده صلح طلبانه است و آن ها غیر یهودیان را به خوبی می پذیرند، اما با توجه به این که حتی یهودیان ارتدکس نیز به کتاب تِلمود و استِر معتقدند قسمت هایی از آموزه های یهودیت حاضر، در این کتاب ها را ذکر می کنم تا خودتان مقایسه کنید آیا ایشان -یهودیان- در خفا و زندگی عادی و بیرون از این سخنرانی ها نیز به گفته های ذکر شده اشان معتقدند یا نه؟!

"در قسمت هایی از تورات در كتاب استر می گوید : خشایار شاه پادشاه پارس در آخرین روز جشن 180 روزه كه از باده نوشی سرمست بود ، دستور داد ملكه وشتی زیباییش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد . ملكه امتناع ورزید و پادشاه بسیار خشمناك شد. در شوش یك یهودی به نام مردخای پسر یائیز زندگی می كرد ، او دختر عموی زیبایی داشت بنام هدسه دختر ابیحایل كه به او استر هم می گفتند . زمانی كه قرار شد از تمام بلاد دختران زیباروی به حرمسرای پادشاه آورده شوند استر نیز همراه دختران زیبای بیشمار دیگری به حرمسرای قصر شوش آورده شد . به توصیه مردخای استر به هیچ كس نگفته بود كه یهودی است . استر بیش از دختران دیگر مورد توجه و علاقه پادشاه قرار گرفت بطوری كه پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را به جای وشتی ملكه ساخت . اما استر مثل زمان كودكی دستورات مردخای را اطاعت می كرد. مرد خای نیز از طرف پادشاه به مقام مهمی در دربار منصوب می شود . با توصیه مردخای ، استر علیه هامان « وزیرالوزرا » دسیسه كرده و شاه هامان را اعدام و املاك او را به استر می بخشد . بعد از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخای داد . پادشاه به ملكه استر و مردخای گفت : شما می توانید حكمی مطابق میل خود بنام پادشاه برای یهودیان صادر كنید و آن را با انگشتر پادشاه مهر كنید مردخای فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد . فرمانی كه به یهودیان اجازه می داد متحد شوند و بد خواهان خود را از هر قومی كه باشند ، بكشند و دارایی شان را به غنیمت بگیرند . تورات می گوید در سراسر مملكت همه از یهودیان می ترسیدند تمام حاكمان و استان داران ، مقامات مملكتی و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان كمك می كردند . و به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله كردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده ، كشتند تورات می گوید در آن روز آمار كشته شدگان به عرض پادشاه رسید . او ملكه استر را خواست و گفت : یهودیان تنها در پایتخت پانصد نفر را كه ده پسر هامان نیز جزو آنها بودند ، كشته اند . پس در سایر شهر های مملكت چه كرده اند ؟ روز بعد باز یهودیان پایتخت جمع شدند و سیصد نفر دیگر را كشتند ، بقیه یهودیان در سایر استان ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را كشتند و از شر آنها رهایی یافتند."

یا در کتاب تلمود که آموزه های رفتاری-اخلاقی و بقولی رساله ی عملیه ی یهود است می خوانیم :

"غیریهودی هر چند صالح و نیكوكار باشد، او را باید كشت. حرام است غیریهودی را نجات بدهید، حتی اگر در چاهی بیفتد, باید فوراً سنگی بر در آن گذاشت! اگر یكی از اجانب را بكشیم, مثل این است كه در راه خدا قربانی كرده‌ایم. اگر یك نفر یهودی كمكی به غیریهودی بكند, گناهی نابخشودنی مرتكب شده است. انسان می تواند شیطان را بكشد به شرط اینكه خمیر نان عید را نیكو به عمل آورد. (خمیر نان عید از خون غیر یهودیان ساخته می شود) همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصی كه در حال غرق شدن است, از آنها باشد. تا می‌توانید از غیریهود بكشید و اگر دستتان به كشتن او رسید و او را نكشتید، مرتكب خلاف شده‌اید. هلاك كردن مسیحی ثواب دارد و اگر كسی نمی‌تواند او را بكشد, لااقل سبب هلاكتش را فراهم نماید. كسانی كه مرتد شوند(یهودیانی كه از آئین یهود سر باز زنند), اجنبی و اعدامشان لازم است, مگر آن كه برای خدعة به دیگران مرتد شده باشند."

حال اگر سخنان خاخام کوهن را با کتاب هایی چون استر که قسمتی از تورات است یا تلمود که جزو قطعیات یهود است مقایسه کنیم در می یابیم که احتمالا ایشان دارند تقیه می کنند و واقعیت خشمگین یهود را نمی گویند! و شاید بد نباشد یاد آوری آیه ای از قرآن درباره ی یهودیان که می گوید :

" لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ (مائده 82)
بطور مسلم یهود و مشركان را دشمنترین مردم نسبت به مؤ منان خواهى یافت، ولى آنها را كه مى‏گویند مسیحى هستیم نزدیكترین دوستان به مومنان مییابى، این به خاطر آن است كه در میان آنها افرادى دانشمند و تارك دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تكبر نمى‏ورزند. (مائده 82)
"

مبارزه ی مسالمت آمیز؛ و وقتی در جایی دیگر می گوید «ما به دنبال این هستیم كه رژیم صهیونیستى از بین برود.» دانشجویان با شنیدن این جمله به شدت او را تشویق كردند. او ادامه داد: «ما دعا مى كنیم رژیم صهیونیستى هر چه سریع تر به صورت مسالمت آمیز از میان برداشته شود. این یك رویا نیست، این مى تواند به حقیقت بپیوندد.» حضار دوباره او را تشویق كردند. به گفته خاخام هاى مهمان دانشكده فنى «پس از محو اسرائیل مى توانیم به طور مسالمت آمیز تحت قیمومیت یك كشور فلسطینى كه تحت آرا و آرزوهاى فلسطینیان اداره مى شود، زندگى كنیم.»
این تشویق به رفتار مسالمت آمیز با رژیمی که هر هفته چندین نفر از جوانان و کودکان فلسطینی را به خاک و خون می کشد چه معنایی می دهد؟! آیا این شک پیدا نمی شود که این جماعت برای کم کردن فشار وارد بر صهیونیست ها مامور شده اند؟
در خوشبینانه ترین حالت اگر ایشان مخالف رژیم صهیونیستی باشند باز هم به دلیل وابستگی عاطفی با یهودیان اسرائیل، این انحراف را ایجاد می کنند که باید با رژیم صهیونیستی مسالمت آمیز رفتار کرد -بحث در مورد صحت رفتار مسالمت آمیز با اسرائیل یا عدم آن در خوصله ی این مطلب نیست- البته وقتی همین پرسش را از او می کنیم که «آیا حق نداریم بگوییم با توجه به قدرت یهودیان در جهان شما نیز عاملى براى كاهش فشار بر صهیونیست ها هستید؟» جواب می دهد «البته حق مسلم شما است كه به من شك كنید اما مى توانید به تاریخچه كارى ما و وضعیت ما در فلسطین نگاه كنید و هنگامى كه اطلاعات تان كامل شد، قضاوت كنید. ما كتابى باز هستیم. بخوانید و ببینید كه ما درست مى گوییم یا نه».

موقعیت ایران و مسلمین؛ با مسائلی که شرح دادم شخصا سه احتمال می توانم در مورد گروه "نتوریا کارتای" مطرح کنم؛
اول؛ اینکه این گروه وابسته به اسرائیل و در همان جهت منافع بنی اسرائیل و فتنه هایی است که قرآن در آن آیه ی مذکور به آن اشاره می کند ویقینا حمایت مسلمین و ایران از ایشان به ضرر خودمان است.
دوم؛ این احتمال نیز می رود که "نتوریا کارتای" یک گروه اپوزیسیون اسرائیل است کخ به دلیل اختلافات سیاسی از حاکمیت اسرائیل خارج شده است و با این اعمال می خواهد از احزاب حاکم اسرائیل باج بگیرد و در صورت حمایت ما از ایشان خودمان را تبدیل به بازیچه ی یک بازی سیاسی در اسرائیل کرده ایم.
سوم؛ حتی اگر "نتوریا کارتای" در حال گفتن عقاید حقیق خود باشد با بررسی گفته های آن ها مخصوصا آنچه در بخش "جبری" گفتم و مشاهده ی تناقضات عقلی آن و اطمینان به عدم صحت آن، حمایت از آنها یادآور حمایت خنده دار آمریکا از سلطنت طلب ها خواهد بود یا به بقولی دشمن دانا به از دوست نادان!. و بهتر آن که با حمایت و دوستی با یک گروه نادان که شاید در کوتاه مدت مفید باشد، در بلند مدت برای خودمان مشکل زا نباشیم.

و شید هیچ کلامی بهتر از ین یه مطلب را روشن نکند که :

" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (مائده 51)
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید یهود و نصارى را تكیه گاه خود قرار ندهید، آنها تكیه گاه یكدیگرند و كسانى كه از شما بانها تكیه كنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمكار را هدایت نمى‏كند. (مائده 51)
"

البته، محمد که پدر ایشان این گروه را به ایران آورده بود چند روز پیش که با هم صحبت می کردیم می گفت این ها بشدت محتاط، ترسو و وحشت زده بودند و حتی از کارکنان هتل هم می ترسیدند و در عین حال به دلیل ترسشان از مشکلات بعدی درباره ی هولوکاست حرف نزدند و این بی ربط گوییشان را می توان با این ترس متناسب دانست؛ ولی شخصا با بررسی مطالب "سایت نتوریا کارتای" به این مسئله اعتقاد زیادی ندارم و دقیقا همان مطالبی را که در آن جلسه گفته بودند را در سایتشان تکرار کرده بودند.

پی نوشت.
چند شب پیش که ین مقاله را نوشته بودم فقط به خاطر اضافه نکردن بخش هی تلمود و تورات آن را نفرستاده بودم، زنگ زدم با استاد علیانی در ین مورد حرف زدیم؛ حضرت شیخ ضد صهیونیست هم می گفت "ین ها اصلا یهودی نیستند" یا بقول رضی حجره طلبگی "چه یهودیی مامانی ی!" !!

بیشتر بدانید.
+ درباره ی تلمود؛ یهود نت
+ متن بیانیه ای از نتوریا کارتا به زبان فارسی که تقریبا همان متن قرائت شده توسط خاخام کوهن است.

   


بسم الله الرحمن الرحیم

شرق در راستای منافع صهیونیسم و اسرائیل

به دلیل طویل بودن برای دیدن کامل متن پیشرو باید به ادامه ی مطلب بروید. این متن که در ادامه ی سلسله مطالب شرقیان در مورد انحرافاتی است که روزنامه ی شرق تبلیغ می کند، جوابیه است به سرمقاله ی آقای محمد قوچانی در روزنامه شرق مورخ چهارشنبه 10/12/1384 با عنوان «مساله یهود، مساله ما نیست» که توسط دوست خوبم جناب آقای علی عبدی نوشته و برایم ارسال شده است، البته توصیه می کنم متن حاضر را پرینت گرفه و بخوانید، چون این متن به دلیل دادن جواب های مفصل طولانی است و خواندن آن به صورت آن لاین توصیه نمی شود و در ضمن دانستن این مطالب در جواب دادن به شبهه هایی که احتمالا در آینده با آن مواجه خواهید شد بسیار مفید خواهد بود.

+ سرمقاله ی «مساله یهود، مساله ما نیست»؛ شرق 10/12/1384، سمت چپ صفحه
+ شرقیان 1 -شرق صهیونیستی-
+ شرقیان 2 -به نفع چه کسی؟! از زبان چه کسی؟!- (در باب جریان تخریب آیت الله مصباح یزدی)

مقدمه
از آنجا كه سرمقاله روزنامه شرق مورخ چهارشنبه 10/12/1384، با عنوان «مساله یهود، مساله ما نیست» به قلم سردبیر آن روزنامه – محمد قوچانی – را یكسر اسرائیلیاتی آشكار و شبه استدلالاتی عوام فریبانه در دفاع از "صهیونیسم" یافتم، لذا بر آن شدم تا نكاتی را بر این موضوع به رشته تحریر درآورم.
مفهوم «اسرائیلیات» به عنوان یكی از موضوعات مهم در متون و ادبیات تفسیری مسلمین ناظر بر تمامی تحریفات، جعلیات و خرافاتی است با منشاء توراتی – تلمودی كه در قالب قصص و داستانهای خرافی، اساطیر و افسانه ها و روایات وارد متون تفسیری و روایی مسلیمن شده است كه خود ریشه در خصلت«تحریفگری» یهود دارد (ر – ك بقره 79-75، 24-23، آل عمران 78، نساء 46 و مائده 41 و 13) برخاسته از مشخصه« یحرفون اللكم عن مواضعه» (مائده 13) ایشان است تا بدان پایه كه استاد شهید مرتضی مطهری، یهود را «قهرمان تحریف» تاریخ بشری می نامد (حماسه حسینی ج 1، مقدمه). اسرائیلیات اگر چه مفهومی برآمده از معارف و علوم دینی و قرآنی مسلمین است اما در جهان مدرن برآمده از مدرنیته و اومانیسم شاهد حضور گونه جدیدی از اسرائیلیات هستیم. «اسرائیلیات مدرن» خصلتی به شدت «صهیونیستی» دارد و ناظر بر جعلیات و تحریفات مدرنی است برآمده از صهیونیسم كه بر آن است تا با قرار گرفتن بر محمل كهن «مظلوم نمایی» یهود حاجات سیاسی صهیونیسم را برآورده سازد.
در پایه اسرائیلیات مدرن صهیونیسم جهانی اصل بی بدیل اما كهن «مظلوم نمایی» یهود نشسته است و بر بنیاد و تابع آن مفاهیم دیگری چون «ارض موعود»،«"قوم برگزیده»، «دولت یهو»، «یهود ستیزی»، «پوگروم ها»، «پرونده دریفوس» و ... بنا شده است. از جمله این اسرائیلیات صهیونیستی یكی هم "هولوكاست" است كه ظاهرا نویسنده مقاله به بهانه آن اولا بر آن بوده است تا «مساله یهود»– بخوانید صهیونیسم – را مساله ای صرفا «اروپایی – مسیحی» (و نه اسلامی – خاورمیانه ای) القا نماید و ثانیا از رهگذر چنین القایی به تخطئه موضع گیری دكتر احمدی نژاد در این باره بپردازد.

باقی در ادامه ی مطلب

   


صلح قریب یا غریب؟!

1384/11/11 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم
پیش نوشت؛ كلی پیش نوشت داشت مخصوصا درباره ی حسین درخشان و اسرائیل رفتنش، طولانی بود، مطلب اصلی را شهید می كرد، گذاشتمش توی پی
نوشت.

سلام، سلام ای دوست! اسرائیلیم؛ این ها درددلی است كه با كسی جز تو نمی شد گفت،چیزهایی كه بالاخره یك روز باید بین هم حلشان كنیم، نمی دانم از كجا باید شروع كنم، بگذار از یكی از روزهایی كه شاد از كنارت گذشتم شروع كنم، حدود 4-5 سال پیش، فكركنم حیفا، محمدمهدی هم بود آن موقع ها، شاید كمی قبل تر از 5 سال، بگذریم،، یكی از همان روزها دیگر!، كه محمد مهدی آوردتم حیفا، بچه بودم، فكر كردم، شك كردم، چرا این همه از همدیگر بدمان می آید؟!، چند ساعتی از دیدن رفتار سرباز ها سر مرز نمی گذشت، در منطقه ای كه ساكن بودیم، همه از شماها متنفر بودند،‌حق هم داشتند، عزیزانشان را در حملات سرباز ها از دست داده بودند‌‌ [...]
[...] هیچ وقت نتوانستم دلیل این همه بغض و كینه را درك كنم، فقط فهمیدم هر چه می گذرد، هر چه تعداد بیشتر از برادران و خواهرانم كشته می شوند نفرتم بیشتر می شودریال تو نیز درمقابل؛ و این را فهمیدم این روند نبایستی بیشتر از این ادامه ژیدا كند،‌یا باید كینه ها از بین برود، یا یكی این وسط حذف شود [...]

[...] همیشه دوست داشتم بدانم چطور درباره ی من فكر می كنی؟! فكر می كنی چه جوری هستم؟!، یك قاتل خونخوار؟!، یه آدم كش حرفه ای؟! آی یك سرباز ارتش كه از ملتش دفاع می كند یك قاتل است؟! آیا موسی -علیه السلام- كه فرعون را به امر خدا غرق كرد، یك جانی بود؟!
می دانی چیست رفیق؟!، تا به حال خیلی به این فكر كرده ام كه برای چه می جنگم؟!، برای صلح!، من صلح می خواهم، ولی این متفائت است با خواری!، متفاوت از با زیر پا گذاشته شدن حقمان!، عیسی ناصری، مسیح بن مریم -علیه السلام-، یك سخن دارد كه می گوید،‌اگر برطرف راسات صورتت سیلی زدند "باید" طرف دیگر صورتت را نیز جلو بیاوری، یعنی اگر گذاشتی سیلی اول بر طرف راست صورتت بخورد، نا گزیر خواهی شد طرف چپت هم سیلی بخورد، یعنی منتظر بعدی اش هم باش،‌یعنی گذشتن از حق و دفاع نكردن برابر خواری ادامه دار است.
رفیق!، من صلح می خواهم، خسته شدم از بس زجر كشیدن مردم را دیدم، بس است آوارگی اشان و بس است اینكه هر روز یك نفر بمیرد، چه اسرائیلیى، چه مسلمان!، این یعنی ادامه ی كینه، كینه ی ارمغان نسل های گذشته!، و جنگ جنگ می آورد!
رفیق!، من نمی توانم خاری وجود اسرائیل را تحمل كنم، هر چند این به معنای اخراج كسی كه فلسطین اشغالی محل تولدش است نیست، ما وقتی كینه ها را كنار گذاشتیم و صلح كردیم،‌حتما هم می توانیم با كمك هم یك دولت سراسری تشكیل دهیم.
رفیق!، من برای صلح می جنگم، همانطور كه برادرم هم برای صلح جنگید، و توسط برادران تو از بین رفت، ما برای صلح می جنگیم، ولی صلح با حق نه با خواری، می جنگیم تا برادرانت را مجبور كنیم مردممان را نكشند، مسجد الاقصی میراثمان سالم بماند،‌ برای اینكه خواری بهمان تحمیل نشود، برای اینكه به صلح و عدم ادامه ی اشغال گری مجبور شوند!؛
نمی دانم چرا فكر می كنم هر طور كه بشود تو نمی توانی اتفاقی مثل "صبرا و شتیلا" و كشتار 6 ساعته اش،‌یا تخریب خانه های برادران فلسطینی ام،‌یا كشتن كودكان را توجیه كنی!
رفیق اینجا خانه ی آنها بودند، نه تو!، مسجدالاقصی و محوطه اش برای ما بود نه تو!، و تو داری خانه هایی كه ازشان نخریده ای را به زور می گیری؛ نخست وزیر دولتت، آریل شارون،‌آن زمان كه فرمانده ی نظامی بود هم در مصاحبه اش پس از كشتار "صبرا و شتیلا" گفت كه می خواهید تمام فلسطینی ها را نابود كنید، فقط چون فلسطینی اند، در حالی كه اینجا خانه ی ما بود، نه شما، حتی پس از این 50-60 حتی اگر تو فرزند این ملك شده باشی هم این ملك "ماست"، ملك "من و تو"، و تو حق تخریب خانه های من را نداری، تو نمی توانی در حالی كه حقی نداشتی "صبرا و شتیلا" را توجیه كنی، ولی من برای جنگیدنم با تو این توجیه را دارم كه حقم را می خواهم، انتقام كشتن برادرم و خواهرم را می خواهم بگیرم، می فهمی؟!، انتقام كسانی كه با پول مالیات تو كشته شدند!، به دستور كسی كه تو به او رای دادی كشته شدند تا جای تو بزرگ تر شود، و چرخ صنعتت بهتر بچرخد!؛ می فهمی؟!
رفیق!، من می خواهم صلح شود، صلح با حق!، و فقط من و توییم كه می توانیم،‌ جنگ را تمام كنیم ولی تا زمانی كه شهرك ها ساخته می شوند، مهاجر های جدید می آیند و خانه هایمان را غصب می كنند، خانه های بیشتر تخریب می شود،‌ كودكان بیشتری كشته می شوند،‌ توقع نداشته باش من اسلحه ام را كه برای دفاع از خواهر كوچكم به دست گرفته كنار بگذارم!،
ولی به تو گفتم، این جنگ وقتی تمام می شود كه شما از روند خاركردن ما، اشغال، ساختن شهرك های جدید، مهاجر پذیری و ... دست بكشید،‌ تا با هم یك دولت سراسری تشگیل دهیم. [...]
[...] ولی این جنگ الآن ادامه دارد، و مردم من دارند كشته می شوند،‌ و من موظفم از آن ها دفاع كنم و حقشان را پس بگیرم!؛ و توقع نداشته باش تا پایان جنگ اسلحه ام را زمین بگذارم!‌[...]
پی نوشت.
اول؛ یقینا خیلی هاتان از این نوشته ی من خوشتان نیامد، ولی من با شما فرق دارم، من اسرائیلی ها را دورادور می شناسم، و می دانم نمی شود مثل یك متعصب همه ی آن ها را كثافت هایی از جنس كسانی كه در كتاب استر نوشته ایرانی ها را كشتار كرده اند، یا از جنس سرباز های خشن نیستند!
دوم؛ حسین درخشان رفته است اسرائیل، خیلی از بچه های حزب اللهی حكم قتل برایش صادر كرده اند، نمی فهمند رفتن به اسرائیل كه جرم نیست،‌ این حسن درخشان هم حكم ارتداد و محاربه اش قبلا اثبات شده بود و فقط به خاطر حقوق بشر است كه زنده مانده!
سوم؛‌ یادتان باشد،‌حسین درخشان كه رفته به اسرائیل و مرتد است و به امام حسین -علیه السلام- و حضرت فاطمه زهرا -سلام الله الیها- توهین كرده از معدود وبلاگ نویسانی بود كه به تهران آمد تا برای معین تبلیغ كند و مردم را در میادین توجیه كند!
چهارم؛ سعی كنید هر چند می دانم سحخت است درخشان را از زاویه ی ای دیگر نگاه كنید، مثلا من خودم را جای آدمی مثل حسین درخشان می گذارم، با رفتاری كه ازش سراغ دارم،‌ رفتنش به اسرائیل اصلا عجیب نیست!، مثل رفتن به هر كشوری!
پنجم؛ من هر چند با رفتار درخشان مخالف شدیدم؛ ولی به نظرم این سفرش یك غنیمت است برای اینكه یك بار هم كه شده صدایمان به تعداد بیشتری از جوانان اسرائیلی برسد! و نظرمان را برایشان بدون سانسور توضیح دهیم.
ششم؛ نمی توانم كشته شدن كودكان اسرائیلی را توجیه كنم،‌ اگر رفتار های خشنی هم از آنها می بینیم اصلا یك رفتار آگاهانه نیست!، وگرنه همین ابوذر خودمان بچگی هایش با برف می زده تو سر بدحجاب ها!!
هفتم؛ دیدن عكس های درخشان از تل آویو مرا یاد همان حسادت كودكی به خیابان های تمیز و صاف و سوف اسرائیل و درخت های قشنگش انداخت.
هشتم؛ زیاد هم خیال نكنید لیبرال ها دارند درخشان را می كوبند، درخشان چند وقت پیش سر سفرش رفت پیش نیك آهنگی كاریكوترش را كشیده بود!!
نهم؛ منبع عکس هم هفت آسمان سرویس بصری بچه های سرزمین زیتون بود.
دهم؛ این مطلب شرقیان -شرق صهیونیستی- خواندن اش را توصیه می کنم، هر کس نخوانده یک نگاهی بیاندازد،

   


شرقیان

1384/10/26 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم

پیش نوشت.
شاید نباید منی که این همه به شرق لینک می دهم، روزنامه ی محبوبم شرق است، بعضی از نویسندگانش را از نزدیک می شناسم، این مطلب را اینجا می گذاشتم ولی گاهی به تندی برخورد کردین حتی با دوستان نیز لازم است. در کل شاید بهتر بود این نوشته را برای هفته نامه ی "یالثارات الحسین" می فرستادم و اینجا نمی گذاشتمش!

نوشت.

شرق در راستای منافع صهیونیسم و اسرائیل

این طرح که برای مطلب وبلاگ ماده کرده بودم را مادرم که دید کلی نصیحت کرد که این طرح تفرقه افکن است، و یک وقت روی وبلاگت نگذاری اش، ولی جدایی از شیطنت درونی و کمی مردم آزاری ام، هیچ چیز مثل این طرح نمی تواند تمام احساس و نظرم را انتقال دهد، این طرح عینا نشان می دهد که پس پرده ی نگرش سیاست بین الملل ای روزنامه ی سرمایه داری چه عقیده ای نهفته است! که جدایی از آن که در تفرقه افکنی روی همه را سپید کرده است در عین حال چرا انقدر سنگ منافع جهان سرمایه داری عبرانی را به سینه می زند، کمتر انسان ضد صهیونیستی را پیدا می کنید که بتواند خودش را با صفحه ی جهان این روزنامه وفق دهد یا ... بگذریم ..، در این مطلب سه چهار نمونه از رفتار مشکوک این روزنامه ی "به ظاهر اسلامی" که در زمان نوشتن یادم است ذکر می کنم، در عین حال مثل همیشه توصیه می کنم در بررسی یک اتفاق توجه داشته باشید که این اتفاق به نفع چه کسی تمام می شود، و از نگاه کلی تری نسبت به ظاهر شاید فریبنده ی آن بنگرید، در ضمن سعی می کنم شخصا نگرش اجتماعی، صفحات اندیشه و غیر را "تقریبا" مستقل از این جهت گیری ها بدانم، هر چند جفای این روزنامه و به فراموشی سپردن شهید مطهری، ایدئولوژی های امام (ره) و در عین حال با در نظر گرفتن "تنها نام شخص و جهت گیری های اطرافیانشان" و جفا به اصل ایدئولوژی های کسانی همچون شهید بهشتی، شریعتی، علامه طباطبایی و استعمار آن به نفع روشنفکری بر هیچ کس پوشیده نیست!

تفکر جهادی.
بارزترین انحراف شرق در حوزه ی مبارزات جهادی است؛ شرقیان که عملیات جهادی را متناظر با تنها القاعده نشان می دهند!، منابع مقالات خود را هم BBC -که به واسطه ی تفکرات پروتستانی انگلیسی اش نزیکی زیادی به گروه های صهیونیستی طرفدار اسرائیل دارد-، المجله، نیوزویک، ولت ووخه و از این دست مطبوعاتی که مخالفت عمده ای با عملیات جهادی دارند، انتخاب می کنند، و به این صورت به خوبی اهداف صهیونیست ها که تبدیل القاعده به چهره و نماد عملیات جهادی و تخریب مبارزه های مشروع است را در ایران برآورده می کنند، در عین حال با ذکر مقالات و اخبار از این منابع تفکرات صهیونیستی و مسیحی صهیونیستی، شما هیچ وفت مقاله ای در باره ی عملیات ها، یا تاریخچه یا ... در مورد حزب الله، حماس، انتفاضه، چمران، امام موسی صدر و ... در این نشریه نمی بینید، در حالی که پر است از مقالاتی درباره ی القاعده، بیوگان سیاه پوش چچن، بن لادن و ملاعمر، یازده سپتامبر و ... که با این کار سعی در عوض کردن سلیقه و ذائقه ی خواننده به مطالب نوع آمریکایی نیز دارد!

اسرائیل.
شرق رژیم اشغالگر قدس را به عنوان یک دولت مشروع و صاحب مناطق اشغالی پذیرفته است و به راحتی از لفظ هایی چون "کشور اسرائیل" و "دولت اسرائیل" استفاده می کند، و استفاده از واژه ی رژیم صهیونیستی یا رژیم اشغالگر در این نشریه منسوخ شده است و بر عکس دوران گذشته ی مطبوعات ایران از نام های عبرانی شهرهای فلسطین استفاده می کند! و با این کار بد ترین ضربه ها را بر بدنه ی انتفاضه می زند.

تحولات سیاسی لبنان.
اگر کتاب لبنان شهید چمران را خوانده باشید بعضی اسم هایی که این روزها به نام روسای احزاب لبنانی می شنوید به عنوان جنایتکاران و کسانی که خون شیعیان اکثریت لبنان از چنگالشان می چکد و حقوق آن ها را سالها به نفع خود تصاحب کرده بودند، می شناسید، و ختی همین اهالی سنی حالا به ظاهر اصلاح طلب امروز از هیچ کاری برای آزار شیعیان فرو گذار نمی کردند؛ در طی تحولان لینان در اواخر سال 83 و قطعنامه ی شورای امنیت اگر روزنامه ی شرق را دنبال می کردید، حمایت این روزنامه در سرمقاله ها، مقاله ها، و انتخاب تیرت هایی چون انقلاب سبز، انتفاضه ی لبنان، و عکس هایی از مخالفان ضد شیعی و تظاهرات هایشان -در حالی که عکس العمل جالب توجهی به تجمع عظیم حزب الله نشان ندادند- متوجه می شوید در این نوشته ها حمایت از همان افراد و احزابی چون جنبلاط و ... می شد که در ابتدای بند از آن ها به عنوان دشمنان شیعیان نام بردم؛ در ضمن به این فکر کنید که پیروزی مخالفان مقاومت و سوریه، و کسانی که شرق از آن ها طرفداری می کرد، به نفع چه کسی می توانست باشد؟! جز اسرائیل و آمریکا؟!
و حال شرقیان با این حمایت ها و رویکرد هایشان در واقع منافع چه کسی جز سرمایه داران عبرانی، و اسرائیل را تامین می کردند، و می کنند؟!

پی نوشت.

  • بررسی سری مقاله های ترجمه شده ی اخیر در صفحه ی جهان با عنوان "خاورمیانه ی بدون اسرائیل" در راستای نکات بالا خالی از لطف نیست!

  • عقیده و محتوا بسیار مهمتر است و غالبا این را فراموش می کنیم؛ زنان لکاته و روسپی از درون پوسیده نیز غالبا سیمای زیبایی دارند.

  • در کل این ها شامل بایکوت محسنات و تلاش های خیر شرقیان نشود!

  • چه حالی می دهد یکی از خواننده های وبلاگت مادرت باشد!!

نیز بخوانید.

  • حزب‌‏الله لبنان: «ولید جنبلاط» فردی «پست» است
    حزب‌‏الله لبنان با طرح این پرسش كه «سلاح حزب‌‏الله پست و خائنانه است یا سلاح ولید جنبلاط»، افزود: «آیا سلاحی كه لبنان را آزاد، عزتمند و حمایت كرد، خائن است یا سلاحی كه لبنان را تخریب كرد، سوزاند و جنایت‌‏های زیادی را مرتكب شد. »

  • فتنه‌انگیزی روزنامه آمریكایی شرق
    عمق كینه‌ورزی و هویت روزنامه شرق و گردانندگان اصلی آن نسبت به مسائل بنیادی نظام، آشكار شد و طراحان سناریوی «جمهوریت اسلامیت» با شكست این سناریو متوجه می‌شوند كه گرفتار اختناقی هستند كه در ایجاد آن فقط مردم نقش دارند

  • آیا هنوز باید از تفكر حزب‌اللهی حذر كرد؟!
    اكنون در میان حزب‌اللهی‌ها در نقاط مختلف كشور، این فكر به وجود آمده است كه فقط با رای آوردن آقای احمدی‌نژاد، از خطر حمله و اخراج و زندان و... به خاطر حمایت از ایشان در امان ماندند...

والسلام

   


تن ها موندی بولدوزر

1384/10/17 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم

تن ها موندی بولدوزر
تن ها
و هیچ کدوم از آن خوک های دوروبرت نیستند که کمکت کنند
حالا مثل فرعون داری غرق می شی
تن ها چیزی که توی جهود بهش فکر نمی کردی
ایستگاه آخر بود!


دعا می كنم بمانی تا روی صندلی چرخ دار عجز پیری و ناتوانی بیماری ات مرحمی بر دل هایی كه شكستی باشد.
دعا می كنم زنده بمانی تا وقتی تنها نیمه ی تن ات از تو فرمان می برد اشك را ته چشم های شكست خورده ات ببینم .
دعا می كنم زنده بمانی تا سال ها حتی عجزت را هم فراموش كنم.
دعا می كنم زنده بمانی.قصاب!
عجزت دیدنی است.محروم مان نكن.
از حیرانه ها!

   


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این خبر را از بازتاب یک نگاهی بیاندازید :

"
وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی تصمیم دارد برای مقابله با تاثیرات سخنان رییس ‌جمهوری اسلامی ایران درباره هولوكاست و انتقال اسرائیل به اروپا، پایگاه اینترنتی فارسی ایجاد كند.
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحرونوت امروز گزارش داد ایجاد این سایت كه توسط وزارت امور خارجه اسرائیل اداره خواهد شد، در پاسخ به "تبلیغات ضداسراییلی رییس‌جمهور ایران"، خواهد بود.
تصمیم برای ایجاد این سایت در جلسه‌ای به ریاست ران پروسو، مدیركل وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی مطرح شده است. در این جلسه اعلام شد ایرانی ها برای تبلیغات ضد اسرائیلی، هزینه زیادی صرف می‌كنند.
سردبیری این سایت نیز قرار است به عهده موشه امیر باشد كه پیش از این مدیریت بخش فارسی رادیو اسرائیل را بر عهده داشت.
این گزارش می‌افزاید هدف این سایت جوانان ایرانی خواهند بود كه از كاربران معمول اینترنت هستند.
این سایت فارسی قرار است به سایت عربی زبان این وزارت (التوسل) متصل شود كه در حال حاضر فعالیت وسیعی برای تاثیرگذاری در میان جوانان دنیای عرب دارد.
پروسو، مدیركل وزارت امورخارجه اسراییل گفت: «این سایت بویژه جوانان ایرانی را هدف خواهد گرفت.»
"

حالا من برای همه ی لیستم اس ام اس زدم، پی ام زدم، تو وبلاگ گفتم که ای جماعت بلند شید بیایید کمک کنید سایت هولوکاست را ببریم بالا سرجمع دو نفر پیدا شدن!
در کل، خواستم بگم سایت هولوکاست متن فارسیش دیگه داره تموم می شه، ترجمه ی انگلیسی و روسیش را هم یک نفر قبول کرده، مانده زبان های دیگه، هر کس هر زبانی را می تونه بهش ترجمه کنه لطفا بگه که به شدت به کمک احتیاج داریم.
در ضمن به شدت به طراح گرافیک و سایت هم احتیاج داریم تا سایت جذاب بشه!
همین فعلا،
حال ندارم نوشته هام را تایپ کنم،
یه داستان جدید هم دارم می نویسم، در مورد پاره شدن کتابای یه دبستان دخترونه!
والسلام

   


لائیسیته ی یهود دوست

1384/10/2 نویسنده: محمد مسیح جان! | نوع مطلب :صهیونیسم ،

بسم الله الرحمن الرحیم
داشتم فکر می کردم چرا در فرانسه، فقط مسلمونا و کاتولیکا تحت فشار لائیسته هستند، بعد کمی فکر کردم، روند تاریخی شکل گیری لائیسیته را مرور کنم،
موضوع این جاست که یکی از ریشه های اصلی یا شاید تک ریشه ی اصلی لائیسته، و امثالش مثل سکولاریسم و ... روند پروتستانتیسم، روشنگری و دوران رنسانس است، در مطالعاتی که داشتم، رابطه ی پروتستانتیسم و پیوریتانتیسم، و روشنگری و ... با یهود و بررسی شده بود، قبلا هم گفته ام، پروتستانتیسم، فرزند نامشروع اختلاط فکری بین یهود انحرافی که دنیاپرست شده و بهشت زمینی را به جای آخرت قبول دارد، با مسحیت خشن منحرف است!، و به همین دلیل بعد از سال ها هنوز همسویی بین آموزه های تورات و یهود با فرزندان پروتستانتیسم از جمله لائیسیته و سکولاریسم پایدار مانده است! و در بیانی دیگر یهود نه تنها خطری برای پروتستانتیسم و سکولاریسم و سیستم های اقتصادی مخصوصا سرمایه داری ندارد، بلکه حافظ منافع و حمایت کننده ی آن هاست و به همین دلیل است که اولا می بینیم عمده ی نظریه پردازان مطرح دنیای غرب یا یهودی هستند یا پروتستان که در اصل مسیحی یهودی می خوانمشان!

و در این فضا، یقینا اسلام و بعضا مسیحیت کاتولیک دشمن این دنیا پرستی و فراموش کردن آموزه های اخروی است که در نظریات سیاسی و اقتصادی بسیار موثرند!، و در اصل من اعلام می کنم که علاوه بر ایران و اسرائیل، و در آمریکا که مشهود است، در اروپای لائیسیته نیز حکمفرمایی مذهبی بر عقائد نظام ها استوار است، تنها تفاوت در اختلاف بنیادی این مذاهب و عقائد است.
از انحرافات یهود، که از فراموش کردن دنیای اخروی است می توان به ربا خواری، روابط آزاد، بی اهمیت بودن و قابلیت دروغ گفتن به غیر معتقدین که از ملزومات دنیای سرمایه داری است.
حال شاید راحت تر بتوانیم تحلیل کنیم که چرا یهودیان در مراکز دولتی فرانسه نیز حق گذاشتن کلاه ها و عرق چین هایشان را دارند ولی مسلمانان از لباس رسمی و عرق چین ها و زنان مسلمان از حجاب منع می شوند و چرا مسیحیان کاتولیک حق پوشیدن مظاهر مذهبی را ندارند! موضوع به لباس ختم نمی شود و می کشد تا منع بر هر مسئله ی اصول گرایی مذهبی اسلامی و مسیحی کاتولیک.
حال شاید راحت تر بتوانیم تحلیل کنیم که چرا شما در فرانسه می توانید اصول مسیحیت را نفی کنید ولی حق ندارید هولوکاست یهودی را زیر سوال ببرید.
چون لائیسیته نوه و نتیجه ی عقیده ی عبرانی است و زندگی این دو به هم وابسته است و هر خطری که هر کدام را تهدید کند برای دیگری هم مخاطره انگیز است.
والسلام

   


بسم الله الرحمن الرحیم

علی رغم سرپوش گذاشتن محافل سیاسی و خبری غربی بر وجود بحران در جامعه پرتنش و نابسامان صهیونیستی، هر از چندگاهی این بحران در معرض دید جهانیان قرار می گیرد.
در سال 2004 میلادی در جامعه صهیونیستی دو برابر سال قبل از آن، جنایت در میان یهودیان صهیونیست روی داده است.
وقوع جرم و جنایت و انحرافات اخلاقی در سطوح عالیه رژیم صهیونیستی نیز امری معمول بوده و شدیداً رواج دارد.
ایجاد دولت ناهمگون و متجاوز اسراییل در منطقه ضمن آنكه تبعات بیرونی وسیعی در میان ساكنان اصلی فلسطین برجای گذاشت، سبب بروز آسیب های گسترده ای نیز در میان مهاجران یهودی شد. مهاجرانی كه با وعده دست یابی به كشور موعود به این سرزمین آورده شده اند. وجود شكافهای اجتماعی، مذهبی و قومی در میان یهودیان و خوی تجاوزكارانه سران این رژیم در برخورد و تضییع حقوق فلسطینیان و یهودیان آسیایی و آفریقایی در درون فلسطین اشغالی نیز تبعات گسترده ای از جرم و جنایت به ارمغان آورده است. علیرغم تلاش گسترده رژیم صهیونیستی برای سرپوش گذاشتن بر حقایق و معرفی این كشور به عنوان سرزمینی آرمانی در جهت جذب مهاجران جدید، هر از چند گاهی گوشه های كوچكی از بحران جامعه صهیونیستی در منظر دید ناظران جهان قرار می گیرد. آمار و اطلاعات مرتبط با این بحران، كه به هیچ وجه توسط رسانه های غربی تحت كنترل رژیم صهیونیستی منتقل و بازگو نمی شود، خود نشاندهنده مشكلات گسترده و درونی این رژیم غاصب و نامشروع است. براساس آمارهای مستند، جمعیت رژیم اسراییل، 6 میلیون و 370 هزار نفر است، كه 5 میلیون آن یهودی و بقیه غیریهود هستند. اگرچه این آمار بدون احتساب آمار 4 میلیون آواره فلسطینی بوده و این افراد علیرغم واقعیت فلسطینی بودن در آمارها منظور نمی گردند. براساس آمار منتشره در سال 2003 میلادی، 272 هزار فقره جرم و جنایت در میان یهودیان اسراییلی رخ داده است كه از آن میان، 106 فقره قتل و 134 مورد هم تلاش برای قتل بوده است. این آمار در سال 2004 به بیش از دو برابر افزایش یافته، بدین ترتیب كه 211 فقره قتل رخ داده و بیش از 250 مورد نیز تلاش برای قتل بوده است. از سوی دیگر، یهودیان صهیونیست در سال ذكر شده، 26 هزار فقره اخلال در نظم عمومی و مزاحمت، تجاوز غیرقانونی، تهدید و ارعاب و سرپیچی از دستورات قانونی را مرتكب شده اند. همچنین، علیرغم تمام ظاهرسازی هایی كه رژیم اسراییل برای ارائه تصویری متمدن از جامعه صهیونیستی، انجام می دهد، میزان آزار و اذیت زنان و كودكان در سطح بسیار بالایی قرار داشته است، بطوری كه در سال 2004، تعداد قابل توجهی زن اسراییلی توسط همسر و یا نزدیكان خود به قتل رسیدند. زنان یهودی همچنین در این سال 30 هزار مورد شكایت به خاطر خشونت و آزار نزدیكان شان به مراجع ذیربط داده اند. وجود دستگاه قضایی متأثر از افكار صهیونیستی و تعصبات یهودی نیز بر دامنه مشكلات این رژیم افزوده است. براساس قوانین حاكم بر رژیم صهیونیستی، قضات اسراییلی در واقع خاخام های مذهبی هستند كه با دیدگاه سختگیرانه مذهبی در مورد موارد مختلف اعم از جرم و جنایت و موارد اجتماعی همانند طلاق حكم می دهند. بیش از 20 درصد زوج ها برای فرار از قوانین سختگیرانه یهود، در خارج از اسراییل اقدام به ازدواج می كنند، هر چند صحت ازدواج این افراد از سوی دادگاه های مذهبی رژیم اسراییل مردود است و هیچگونه وجهه شرعی ندارد. وجود رفتار مجرمانه حتی در سطوح عالیه رژیم صهیونیستی و دستگاه های سیاسی نیز شدیداً رواج دارد. پرونده رشوه خواری «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر سابق، و زندانی شدن «دری» رئیس حزب مذهبی شاس و همچنین اعمال خلافكارانه و غیراخلاقی شماری از خاخام های صهیونیستی از نشانه های دیگر وجود اضمحلال اخلاقی در میان این جامعه ناهمگون است، جامعه ای كه به صورتی مصنوعی تشكیل شده است.

کیهان ۲۱ آذر ۸۴ دریچه ای به جهان

   


بسم الله الرحمن الرحیم
اعلام تشكیل رژیم صهیونیستی توسط سران این رژیم در 1948، كه با حمایت آشكار آمریكا صورت گرفت، به هیچ رو از سوی جهان اسلام واعراب قابل تحمل نبود. از اینرو آنها قطعنامه های یكسویه سازمان ملل متحد و از جمله قطعنامه 181 را رد كرده بودند. مشاهده كشتارها وقتل عام های غیرنظامیان ازسوی گروه های ترور یهود وانجام اقداماتی برنامه ریزی شده درجهت آواره سازی ساكنان فلسطینی سبب شد تا درمه 1948 همزمان با تشكیل دولت اسرائیل ارتش های مصر، سوریه، اردن، یمن، عراق و عربستان با هدف نابودسازی رژیم صهیونیستی وارد این سرزمین شوند.
این اقدام كه به جنگ 1948 منجر گردید سرانجام به دلیل عدم انسجام نیروهای عرب و برخورداری رژیم صهیونیستی از حمایت كشورهای غربی، به ویژه آمریكا به شكست انجامید و رژیم صهیونیستی موفق شد ضمن تصرف سرزمین های وسیعی از مناطق عرب نشین فلسطین با اتخاذ سیاست اخراج اعراب برای نخستین بار درمناطق تحت سلطه خویش اكثریتی یهودی پدید آورد.
700 هزارنفر از اعراب فلسطینی درجریان جنگ 1948 به كرانه باختری رود اردن و نوارغزه كه درتصرف اردن و مصرقرارداشت اخراج شدند. پس از جنگ 1948، در 1956 جنگ دیگری رخ داد. خاطره شكست اعراب در 1948 و ادامه تعدیات رژیم صهیونیستی نسبت به فلسطینیان درسایه سكوت قدرت های جهانی سبب گردید تا موجی از نفرت وتلاش درجهت نابودسازی اسرائیل منطقه خاورمیانه را دربرگیرد. سقوط ملك فاروق پادشاه مصر در 1952 وجانشینی جمال عبدالناصر نیز سبب گردید تا مصر باردیگر رودرروی اسرائیل قرارگیرد. در 1956 مصركانال سوئز را ملی اعلام كرد این امرسبب گردید تا اسرائیل، فرانسه و انگلستان به مصر اعلام جنگ نمایند و حمله به این كشور آغاز گردد اما این جنگ توسط آمریكا و شوروی محكوم شد درنتیجه انگلستان و فرانسه از منطقه كانال خارج و اسرائیل نیز مجبور به تخلیه صحرای سینا و نوارغزه گردید.
جنگ 1956 به خوبی این حقیقت تلخ را آشكار ساخت كه بدون حمایت آمریكا، رژیم صهیونیستی ازتوانایی كافی برای حمله به اعراب و كشتار آنان برخوردارنیست.
این رژیم درسایه حمایت دولت آمریكا است كه می تواند درجنگ ها پیروزگردد، كشتارها برپا سازد و آسوده خاطر نظاره گر ردهرگونه تلاش بین المللی درجهت محكومیت این رژیم توسط آمریكا باشد. در 1967 باردیگر توسعه طلبی رژیم صهیونیستی منطقه را درآستانه جنگ دیگری قرارداد. اسراییل درماه مه سال 1967 نیروهای خود را به مرز سوریه فرستاد كه این كاربا اقدام مشابه مصر توام گردید سرانجام درچهارم ژوئن كابینه رژیم صهیونیستی حمله به مصر را تصویب كرد ودرسحرگاه پنجم ژوئن جنگ آغاز شد. به دنبال این حمله سوریه و اردن نیز وارد جنگ شدند. 5 روز بعد جنگ ژوئن 1967 كه به جنگ شش روزه معروف گردیده است با پیروزی اسراییل وتصرف كرانه غربی رود اردن و بلندی های جولان پایان یافت عدم پایداری اعراب، نداشتن امكانات لجستیك و غلبه روحیه سیاست بازی برشهادت طلبی سبب گردید تا جنگ شش روزه به یكی از بدترین شكست های اعراب درقبال اسرائیل تبدیل شود. تسلط اسرائیل بر سرزمین های كشورهای عربی ازاین پس این امكان را به این رژیم داد تا با طرح درخواست معاوضه زمین در برابرصلح، امكان مذاكره درخصوص ماهیت تجاوز پیشه و تحمیلی اسراییل درمنطقه را فراهم نماید.
پس از جنگ شش روزه و مرگ جمال عبدالناصر در 1970، انورالسادات زمام امور مصر را دردست گرفت. علیرغم گرایش انورسادات به غرب و روحیه سازشكار وی، آمریكا وقدرت های غربی به هیچ وجه تمایلی به فشار واردآوردن به اسرائیل جهت كاهش خوی تجاوزگری و تخلیه سرزمین های عربی را نداشتند . این وضع سبب گردید تا انورسادات با ناامیدی ازمساعدت غرب و با اتكا بررقابت دو ابرقدرت آن زمان، این بارجنگی را آغاز نماید كه همچون جنگ های گذشته نه برپایه اصول مقدس جهاد، كه برپایه سیاست بازی پشت پرده و عدم تحمل نتایج جنگ دردراز مدت استوار بود.در واقع علی رغم توان كشورهای عرب درایجاد جنگ فرسایشی درمنطقه كه می توانست رژیم صهیونیستی را به دلیل قلت جمعیت و عدم دسترسی به راه های مطمئن دست یابی به كمك خارجی ازسوی غرب به زانو درآورد، كشورهای عربی سعی دركسب امتیاز دركوتاه ترین زمان وتأثیرگذاری از غرب نمودند، تأثیرپذیری كه بلافاصله درهر جنگ موجب توافق آتش بس می گردید. انورسادات درششم اكتبر 1973 به همراه سوریه حمله غافلگیرانه ای را علیه اسرائیل آغاز كرد كه اگر چه در ابتدا موفقیت آمیز بود اما با شكست اعراب خاتمه یافت. جنگ 1973را می توان آخرین جنگ بزرگ اعراب اسرائیل نامید چرا كه پس ا ز آن اگرچه دردهه 80اسرائیل، لبنان را اشغال كرد اما این امر به ایجاد جنگی فراگیر درمنطقه منجرنشد پس ازپایان یافتن جنگ 1973روند سازش میان اسرائیل و مصر آغاز گردید كه در كمپ دیوید منجربه امضاء موافقت نامه صلح میان مصر و اسرائیل وبه میانجیگری آمریكا گردید. علیرغم این واقعیت كه اعراب درپنج جنگ از رژیم صهیونیستی شكست خوردند ملت مسلمان فلسطین همچنان به نبرد برای آزادسازی این سرزمین ادامه می دهند جنبش انتفاضه كه از دهه 1980 آغازشد وعده پیروزی برای ملت مسلمان فلسطین را به همراه دارد پیروزی كه این بار نه برپایه ظاهرسازی سران سیاست پیشه عرب كه براساس غیرت وحمیت اسلامی ملت فلسطین و نسل جدید آن دارد.

کیهان ۲۱ آذر ۸۴ دریچه ای به جهان

   


بسم الله الرحمن الرحیم
اگرچه دولت یهود در 15 مه 1948 یعنی یك روز بعد از خروج آخرین سرباز انگلیسی از فلسطین تشكیل شد اما زمینه سازی ها برای تشكیل این رژیم به نیم قرن قبل از آن بازمی گردد، پس از برپایی نخستین كنگره صهیونیسم در سال 1896 در شهر بال سوئیس و تصویب تشكیل دولت یهود در سرزمین فلسطین، مهاجرت صهیونیست ها به این سرزمین تحت حمایت استعمار و توسط سازمان جهانی صهیونیسم آغاز گردید. چهارسال بعد از این تاریخ سازمان جهانی صهیونیسم با هدف تسریع در روند مهاجرت یهودیان شركتی تحت عنوان «كران كایمت صندوق ملی یهود» تشكیل داد تا برای سكناگزینان یهود در فلسطین زمین خریداری كند زمین های خریدارشده توسط این صندوق به عنوان دارایی غیرقابل انتقال مردم یهود عنوان گردید. پس ازپایان جنگ اول جهانی مهاجرت یهودیان به فلسطین سرعت بیشتری یافت، به گونه ای كه جمعیت یهودیان از 56 هزار نفر (معادل تنها 8 درصد جمعیت ساكنان فلسطین) به بیش از 3 برابر یعنی 175 هزار نفر درسال 1924 رسید و در 1929 آژانس یهود برای هماهنگ سازی و تسریع در روند مهاجرت یهودیان تشكیل شد. مهاجران یهودی برای تثبیت موقعیت خویش شروع به بهره گیری از ابزار نظامی نمودند و در دهه 20 میلادی نیروی نظامی هاگانا تشكیل گردید. با روی كارآمدن هیتلر درآلمان روند مهاجرت یهودیان به فلسطین شدت یافت به گونه ای كه شمار یهودیان ساكن در فلسطین به بیش از 650 هزار نفر در 1948 رسید اما روند اشغال آرام فلسطین درخلال سال های 1920 تا 1948 علیرغم تلاش فراوان یهودیان به صورت دلخواه آنان پیش نرفت و میزان اراضی متعلق به ایشان از 5/2 درصد تنها به 12 درصد رسید. این امر سبب شد تا استفاده از خشونت به عنوان یك راهكار اساسی جهت كسب استیلا بر اراضی ساكنان مسلمان و مسیحی در دستور كار صهیونیست ها قرار گیرد. این راهكار صهیونیست ها سبب واكنش مالكان اصلی سرزمین فلسطین گردید واكنش های كه همواره از سوی انگلستان به عنوان قدرت فائقه در فلسطین سركوب گردید از جمله مهمترین مقاومت های این دوران جنبش شیخ عزالدین قسام بود. وی در سال1936 توسط نیروهای انگلیسی به شهادت رسید. در 1937 گروه های یهودی بر شدت حملات خویش بر مسلمانان افزودند. دراین سال گروه «ایرگون زوی لئومی» تشكیل گردید. در كنار این اقدامات، دولت انگلستان نیز با صدور اجازه ای، به بیش از 20 هزار یهودی امكان مسلح شدن را داد. با پایان جنگ جهانی دوم، گروه های صهیونیستی ساكن در فلسطین ازقدرت كافی برای اداره مستقل امور خویش برخوردار بودند دراین سال بود كه به صهیونیست ها ضمن دوری جویی از انگلستان سیاست نزدیكی به آمریكا در پیش گرفتند. سیاستی كه به صهیونیست ها این امكان را می داد تا در سایه خروج از فلسطین به تشكیل دولت مستقل یهود تحت حمایت آمریكا اقدام نمایند. به دنبال سیاست صهیونیست ها برای وادارسازی فلسطینی ها به خروج از این كشور در آوریل 1947 تصمیم به خروج از انگلستان را گرفت. 5 ماه بعد از این اعلام تحت فشار آمریكا سازمان ملل با تصویب قطعنامه 181 فلسطین را به دوكشور یهودی و فلسطینی تقسیم كرد. اگرچه این قطعنامه توسط اعراب رد شد اما صهیونیستها با استناد به آن روند اشغال فلسطین را تشدید كردند بلافاصله پس از تصویب قطعنامه 181 كشتارهای خونین گروههای ترور صهیونیستی آغازشد. ازسال1947 تا مه 1948 زمان خروج ارتش انگلستان از فلسطین، 5 كشتار وسیع بلده الشیخ، سعسع، الجلیل، كشتار قطار قاهره، حیفا و كشتار دیریاسین و ناصرالدین توسط گروه های ترور صهیونیستی از جمله هاگانا، ایرگون و اشترن انجام گرفت كه در این قتل عام ها ده ها فلسطینی اعم از مرد و زن و پیر و جوان كشته شدند. تنها در كشتار دیریاسین كه توسط دو گروه ایرگون و اشترن انجام شد، 254 تن از افراد غیرنظامی كشته شدند صهیونیست ها یك روز بعد از خروج سربازان انگلیسی تشكیل رژیم صهیونیستی را اعلام كردند. این امر بر شدت برخوردها در فلسطین افزود گروه های ترور صهیونیستی در ادامه كشتارهای دست جمعی خویش قدس، حیفا و طنطوره را به خاك و خون كشیدند. صهیونیست ها دراین میان هركسی را مانع توسعه طلبی ایشان بود از میان برداشته اند، در 17 سپتامبر 1948 سه عضو گروه ترور «لهی» برنادت نماینده سازمان ملل در فلسطین را به دلیل اعتراضات وی به كشتارهای انجام گرفته ترور كردند. برنادت قبل از ترور در گزارشی به سازمان ملل اطلاع داده بود كه تقریبا تمام جمعیت فلسطین از منطقه تحت اشغال یهودیان یا فرار كرده اند یا اخراج شده اند. بنا بر مدارك باقی مانده حدود یك میلیون نفر فلسطینی درسال 1948 تحت فشار گروه های صهیونیستی آواره گردیده اند.
کیهان ۲۱ آذر ۸۴ دریچه ای به جهان

   


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

 

 

در این اوضاع که نمی شود مطلب جدی نوشت، درس ها سنگین شده و مطمئنا موقعیت من با بقیه متفاوت است، بهترین کاری که می توانم بکنم این است که کمی از بار کارهای خارج مدرسه ام کم کنم، فکرم را آزاد کنم و همراه درس سیر مطالعاتی تابستان را ادامه بدهم؛
در عین حال آمار حداقل 400-600 نفر بازدید کننده در روز که گاهی از 1000 تا هم می گذرد، مسئولیتی خاص ایجاد می کند؛ در ضمن که همه می دانیم کارکرد، بازدید کننده ها، ورودی ها و ... یِ وب لاگ با وب سایت متفاوت است، با این توصیفات اینجا می تواند همچنان پایگاه تبلیغی خوبی باشد، و می توانم به صورت یک برنامه ی کوتاه مدت تا دیگر دوستان هم تقویت شوند، از این فرصت استفاده کرده و مطالبی را که دوست دارم و دارند در کنج وب لاگ های کم بازدید کننده تلف می شوند را با ذکر منبع و ارجاع به نویسنده نمایش بدهم، هرچند این از خواص وب لاگ های تخصصی است که بازدید هایشان کم می شود!
مطلب ذیل و چند مطلب پایین از سری مطالب شیطان های آخرالزمان دوست خوبم آرش- یک وبلاگ ضد صهیون - است.

 

 

بیل گیتس رئیس شرکت مایکروسافت رو که همه می شناسید...

در اینجا می خواهم مطالب بیشتر از گیتس برای شما نقل کنم، تا کمی از آن روی شخصیت آقای گیتس بدانید. البته اگر بخواهید در مورد گیتس جستجو کنید با انبوهی از اطلاعات مواجه می شوید که پیدا کردن اطلاعات خاص از بین این همه مطالب کار بسیار دشواری است.

 

 

زندگینامه بیل گیتس.

 

[...] گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد.او بقدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه های مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد. گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن سه فرزند بوده است.بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تاسیس کرد.هم اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.
این همون بیل گیتس ی هستش که ما می شناسیم یک پولدار دوست دار بشریت! [...]

 

ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس (Bill Gates) رئیس و موسس شرکت مایکروسافت. در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص ۲۵.۳ میلیارد دلار در پایان سال مالی ۲۰۰۱ یکی از موفقترین شرکتهای ایالات متحده امریکا و یکی از راهبران صنعت کامپیوتر بوده است.بیل گیتس در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۵۵ در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل امریکا متولد شد.پدر بیل , ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشنایان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره United Way International بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت. بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد. گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثیر بسیار گرفت. او از همان دوران کودکی خود روحیه رقابت طلبی خود را نشان داد و سعی می کرد تا در هر زمینه ای از دوستان خود پیش باشد. گیتس تحصیلات ابتدای خود را در مدرسه عمومی Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپیوتر آشنا شد.در آغاز یکی سالهای تحصیلی مسئولان مدرسه Lakeside تصمیم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, یک ترمینال کامپیوتر اجاره کنند و در اختیار دانش آموزان قرار بدهند. در این هنگام بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سیزده سالگی اولین نرم فزار خود را که یک بازی ساده بود نوشت. گیتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گیتس بزرگتر بود و در زمینه سخت افزار کامپیوتر هم مهارت داشت , بیشتر وقت خود را به برنامه نویسی در اطاق کامپیوتر Lakeside میگذراند. گیتس در سال ۱۹۷۳ وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد. گیتس زمانی که در هاروارد بود یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد. بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام Microsoft با شعار "در هر خانه یک کامپیوتر" ایجاد کرد. مایکروسافت انواع زبانهای برنامه سازی را برای کامپیوترهای مختلف تولید میکرد. در آن زمان مایکروسافت فقط ۴۰ کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار میکردند و کل فروش آن فقط ۲.۴ میلیون دلار در سال بود.در سال ۱۹۸۰ شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که PC نام گرفت و کامپیوترهای امروزی نیز مبتنی بر آن هستند , بسازد و وارد بازار کند. IBM تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و IBM قراردی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM تولید کند.کامپیوتر های جدید IBM از پردازنده های ۱۶ بیتی ۸۰۸۸ شرکت اینتل استفاده میکرد. بنابراین مایکروسافت برای فروش زبانهای برنامه سازی خود به یک سیستم عامل ۱۶ بیتی نیاز داشت.در آن زمان شخصی بنام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک کامپیوتر ۱۶ بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده ۱۶ بیتی نوشت که نام DOS ۸۶ را برای آن انتخاب کرده بود. بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS ۸۶ را با قیمت ۷۵ هزار دلار بدست آورد. بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS ۸۶ را متناسب با کامپیوتر های شخصی IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودن و از آن یک سیستم عامل قوی ۱۶ بیتی ساختند. مایکروسافت این سیستم عامل را MS-DOS نامید. MS-DOS برروی کامپیوترهای شخصی IBM جای گرفتند و IBM درصدی از فروش کامپیوترهای PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می پرداخت. و رفته رفته امپراتوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد. بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی Windows و محصولات موفق دیگر گامهای بزرگتری بسوی موفقیت برداشت.طبق آخرین آمار بیش از ۹۵ درصد از دارندگان کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده میکنند. درحال حاضر بیل گیتس با بیش از ۵۰ میلیارد دلار, ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده است.او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد با هوش در این شرکت است. گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد.او بقدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه های مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد. گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن سه فرزند بوده است.بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تاسیس کرد.هم اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.

این همون بیل گیتس ی هستش که ما می شناسیم یک پولدار دوست دار بشریت!

 

کمک 258.3 میلیون دلاری بیل گیتس برای مبارزه با مالاریا.

 

 

سرویس اخبار خارجی ایتنا - بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس رقم 258.3 میلیون دلار به پروژه های تحقیقاتی برای اصلاح و بهبود دارو ها ، واکسیناسیون و روش درمان بیماری مالاریا کمک کردند.بنا به گزارش منتشره یک سوم از هر درصد بودجه اختصاص یافته در زمینه تحقیقات بیماری ها و 3 درصد از قربانیان بیماری ها در جهان متعلق به مالاریا هستند.بیل گیتس درباره انگیزه خود از کمک چند صد میلیون دلاری خود می گوید : این حقیقتا یک تراژِدی بزرگ است که برای بیماری خطرناکی که روزانه جان 2000 کودک آفریقایی را می گیرد کار مهمی انجام نمی شود. اگر این کودکان متعلق به کشور های غنی بودند ؛ این خبر تیتر خبرگزاری ها و روزنامه ها می شد و تا بهبود کامل آنها کسی خوابش نمی برد.گفتنی است ؛ سالانه تقریبا 500 میلیون نفر به این بیماری مبتلا می شوند و هر 30 ثانیه یک کودک در آفریقا بر اثر آن جان خود را از دست می دهد. هزینه سالانه تهیه دارو برای این بیماری نیز 12 میلیارد دلار است.

 

 

 نکته جالب در مورد بیل گیتس.

  • کتاب های زیادی در مورد بیل گیتس نوشته شده است، آمازون 137,632 نتیجه در این مورد ارائه می دهد.

  • اولین شرکتی که او تاسیس کرده است شرکت Traf-O-Data می باشد.

  • جد بزرگ او یک قانونگذار و شهردار، پدربزرگش رئیس بانک ملی، و پدرش یک وکیل موفق بود.

  • در سال 1968 اولین کامپیوترها در آکادمی Lakeside نصب شدند، که در نتیجه نمرات او افت کردند چرا که او روزها و شب ها را بر سر یادگیری این دستگاه جدید می گذراند.

  • گیتس، پال آلن و دوستانشان به علت فعالیت روی کارهای Hack باعث Crash کردن کامپیوترها در آکادمی Lakeside شدند.

  • وقتی جوان بود عادت داشت که به عقب و جلو تکان بخورد. البته هنوز هم وقتی عمیقا در فکر است این کار را انجام می دهد.

  • در هاروارد احساس کسالت و بی حوصلگی می کرد و بیشتر وقت خود را با برنامه نویسی و بازی پوکر می گذراند.

  • گیتس به اساتید خود در دانشگاه گفته بود که او حدود 30 سالگی یک میلیونر خواهد بود.

  • گیتس در 31 سالگی به یک میلیونر تبدیل شد یعنی یک سال دیرتر از آنچه خود پیش بینی کرده بود.

  • یکی از اساتید او درباره او می گوید: " بیل یک برنامه نویس متحیرکننده بود، اما در عین حال یک فرد منزجر کننده".

  • زندگی همراه با بی اعتنایی او در هاروارد او را در طول تابستان 1974 بیمار ساخت و او تحصیلاتش را رها کرد.

  • اولین کار برنامه نویسی او در دبیرستان برای ساخت برنامه ای بود که یک جدول زمان بندی مناسب را سازماندهی می کرد. بیل از آن برای ثبت نام در کلاس هایی که بهترین و تحریک کننده ترین دختران و نیز جمعه های کم کاری را داشت، استفاده می کرد. اینجا باید گفت که آقای گیتس شما هم؟؟!!

  • گیتس با همسرش، ملیندا، در ژانویه 1994 در جزیره ای در هاوایی که برای مراسم جشن عروسی اجاره کرده بود، ازدواج کرد.
     

اما آن روی شخصیت آقای گیتس.

 

[...] برای گفتگو با نخست وزیر اسرائیل، آریل شارون، در مورد توافقنامه ای مشترک بین دو طرف در آنجا حضور داشت. به گفته خود گیتس این مذاکرات برای دستیابی به راه هایی برای پیشرفت های بیشتر در تکنولوژی اسرائیل می باشد.گیتس اضافه کرد که معتقد است اسرائیل بخشی از وادی سیلیکون [نام جدید سرزمین مقدس!] است و کارهای جالبی در زمینه تکنولوژی انجام داده است.ظاهرا این جلسه کاملا تجاری بوده و خالی از هر گونه مسایل سیاسی است به گونه ای که گیتس تمامی سوالات سیاسی ای را که خبرنگار اسرائیلی از او می پرسید به شکلی منحرف می کرد و در جایی البته درباره داشتن درک و فهم از مسایل سیاسی موجود در منطقه اشاره کرد که " من در این مورد بسیار خوانده ام" [...]

 

بیل در سال 1955 میلادی در خانواده ای یهودی به دنیا آمد، بسیاری پیشرفتهای سریع گیتس و همچنین قدرت او در انحصار همه چیز را مدیون همکاریهای او در دوره جوانی با FBI می دانند. همچنین دشمنان آقاى گیتس که کم هم نیستند ادعا مى‌کنند گیتس  موسسه خیریه را به خاطر فرار مالیاتى تشکیل داده و هدف او فقط گول زدن افکار عمومى است.

در روز شنبه   4   تیر  1384 مرکز اطلاع رسانی فلسطین خبری رو پخش کرد:

دیدار قریب الوقوع رئیس شرکت مایکروسافت از رژیم صهیونیستی!!

بیت المقدس ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین

بنا به اعلام منابع مختلف خبری، مقامات و تاجران رژیم صهیونیستی به خاطر اعلام سفر قریب الوقوع بیل گیتس ثروتمند ترین مرد جهان، طراح و سازنده شبکه کامپیوتری مایکروسافت به "اسرائیل" در شادی و شعف وصف ناپذیری به سر می برند.این شبکه طی بیانیه ای رسما اعلام کرد که بیل گیتس در پایان اکتبر سال جاری در راستای سفر خود به کشورهای اروپایی، از رژیم صهیونیستی دیدن خواهد کرد.از سوی دیگر، منابع خبری این رژیم اعلام کردند که گیتس پیش از این نیز بارها این سفر را پیش بینی کرده بود، اما هر بار بنا به علل مختلف زمان آن را به تاخیر می انداخت. وی در این سفر با تاجران، مقامات سیاسی و کاربران شبکه مایکروسافت که از سال 1989م. به زبان انگلیستی آغاز به کار کرد، به مذاکره خواهد نشست. به گفته این منابع رئیس این شرکت سال گذشته از مصر دیدن کرده بود. به دنبال این دیدار همگان منتظر همکاری های خوب و گسترده میان دولت مصر با این مرد ثروتمند بودند، اما یکی از خدمه های هتلی که گیتس در آن اقامت داشت گفت:"گیتس به مصر آمد و پس از چند روز اقامت در حالی از این کشور رفت که حتی چهره او را نیز ندیدیم. این شخص حتی غذا نیز با خود آورده بود و ما هیچ خیری از او ندیدیم."البته این سفر انجام شد و بیل گیتس در اسرائیل با شارون هم دیدار کرد.بیل گیتس ، برای گفتگو با نخست وزیر اسرائیل، آریل شارون، در مورد توافقنامه ای مشترک بین دو طرف در آنجا حضور داشت. به گفته خود گیتس این مذاکرات برای دستیابی به راه هایی برای پیشرفت های بیشتر در تکنولوژی اسرائیل می باشد.گیتس اضافه کرد که معتقد است اسرائیل بخشی از وادی سیلیکون]نام جدید سرزمین مقدس![ است و کارهای جالبی در زمینه تکنولوژی انجام داده است.ظاهرا این جلسه کاملا تجاری بوده و خالی از هر گونه مسایل سیاسی است به گونه ای که گیتس تمامی سوالات سیاسی ای را که خبرنگار اسرائیلی از او می پرسید به شکلی منحرف می کرد و در جایی البته درباره داشتن درک و فهم از مسایل سیاسی موجود در منطقه اشاره کرد که " من در این مورد بسیار خوانده ام"

 

نکته پایانی.

شاید دلایل من برای اینکه گیتس را یک صهیونیست بنامم کم باشد، اما حتی اگر او یک صهیونیست نباشد هدفی مناسبی است  برای صهیونیست هاست. به یاد دارم چند سال قبل یک مقاله در مورد جاسوسان اینترنتی می خواندم. در مقاله ذکر شده بود که اولین جاسوس اینترنتی خود مایکروسافت بوده است! مایکروسافت در ویندوزهای قدیمیش برنامه ای را گذاشته بود که بطور خودکار یک کپی از لیست Programs را که داخل ویندوز کاربر نصب بودند می گرفت و آن را برای مایکروسافت می فرستاد، تا از این طریق مایکروسافت لیست نرم افزارهایی که کاربران ویندوز علاقه به نصب آن را دارند در اختیار داشته باشد. البته این اولین و یک نوع جاسوسی مایکروسافت به حساب می آید. اما آیا کسی هست که بگوید این آخرینش بوده؟

به یاد داشته باشیم که آقای گیتس توسط ویندوز 90% کامپیوتر های جهان را تحت کنترل دارد!

 

منابع.

والسلام

   


بسم الله الرحمن الرحیم

برگرفته از روزنامه ی کیهان ۱۹ آبان ۸۴

مترجم : علیرضا عرب
منبع : لوموند دیپلماتیك

انستیتو پژوهش رسانه ای خاورمیانه (MEMRI) مستقر در واشنگتن در سال 1998 توسط سرهنگ ایگال كارمون، عضو سابق سرویس های امنیتی اسرائیل تاسیس گردید و در زمینه ترجمه موضوعات رسانه ای به ویژه رسانه های عربی و فارسی به زبان های اروپایی فعالیت دارد. در سایت بین المللی این انستیتو آمده است: این مركز پلی بین غرب و خاور نزدیك از طریق ترجمه رسانه های عربی، عبری و فارسی ایجاد كرده و محلی برای انجام تحلیل های ابتكاری از دیدگاه های سیاسی عقیدتی، فكری، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در منطقه محسوب می شود.»

......

   ادامه متن



آرشیو


پیوندها


پیوندهای روزانه


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :